یادداشت معاون رئیس جمهور برای نمایشگاه «دستان خیال پرداز»
Sunday, December 08, 2013

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به مناسبت برپایی نمایشگاه «دستان خیال پرداز» در خانه هنرمندان ایران دست به قلم شد.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، دکتر «محمد علی نجفی» معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به مناسبت نمایشگاه «دستان خیال پرداز» که 14 تا 23 آذر در خانه هنرمندان ایران برپاست، یادداشتی نوشته است که متن کامل آن به این شرح است:
پنجشنبه هفته گذشته نمایشگاه آثار صنایع دستی هنرمندان کشور با حضور جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر با عنوان «دستان خیال‌پرداز» در خانه هنرمندان ایران گشایش یافت و بهانه‌ای شد تا درباره وضعیت صنایع دستی و لزوم توجه جدی به این حوزه با همکاران و فعالان این حوزه بیشتر سخن بگویم.
به نظرم یکی از پیچیدگی‌ها و در عین حال جذابیت‌های کار در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وجود مرزهای متغیر و در عین حال باریک میان بخش‌های مختلف آن و حتی حوزه‌های کاری بیرون از سازمان است.
صنایع دستی هم با میراث فرهنگی ارتباط تنگاتنگ دارد و هم با گردشگری. هم می‌تواند یکی از جاذبه‌های گردشگری باشد و هم رونق گردشگری می‌تواند به رونق صنایع دستی کمک کند. از طرف دیگر صنایع دستی از یک سو با هنر در ارتباط است و از سوی دیگر با صنعت و مسائل مربوط به اقتصاد و اشتغال.
ما درباره صنایع دستی بدون این پیچیدگی‌ها و ظرافت‌ها نمی‌توانیم سخن درستی بگوییم. به طور کلی صنایع دستی هم ویژگی‌های هنر را دارد و هم ویژگی تولیدات مصرفی را. هم می‌تواند کاربرد در زندگی روزمره داشته باشد و هم کارکرد زیبایی‌شناسی و هنری. این ظرافت‌ها، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی در این حوزه را هم پیچیده کرده است.
ما در موضوع صنایع دستی با مسائل متعددی رو به روییم که هر کدام را باید جداگانه دید. همکارانم در معاونت صنایع دستی برای روشن شدن موضوع، بین هنرهای سنتی و صنایع دستی تفکیک قایل شده‌اند تا برای هر کدام برنامه‌های جداگانه‌یی تدوین شود. هنرهای سنتی را به عنوان آفریده و ساخته‌هایی که باید‌‌ همان‌گونه که بوده‌اند، حفظ شوند در نظر گرفته‌اند و صنایع دستی را ساخته‌هایی می‌دانند که می‌توانند موضوع نوآوری و ابتکار قرار بگیرند و متناسب با زندگی امروز تغییر کنند. البته هنرهای سنتی هم می‌توانند موضوع نوآوری‌های هنرمندانه قرار بگیرند.
در نقاشی مکتب‌هایی داریم که بر اساس هنرهای سنتی و صنایع دستی و دخل و تصرف در آنها شکل گرفته‌اند مانند مکتب سقاخانه یا نقاشی‌خط. با این حال وظیفه‌یی که سازمان در قبال صنایع دستی و هنرهای سنتی دارد، فراهم کردن زمینه رشد و رونق صنایع دستی و امکان بروز خلاقیت و نوآوری است. سازمان نمی‌خواهد و نباید در مقام تولید‌کننده قرار بگیرد، بلکه می‌خواهد حامی و پشتیبان تولید و آفرینش هنرمندان و سازندگان صنایع دستی و هنرهای سنتی باشد و به حفظ و اشاعه و رونق این صنایع کمک کند، اما این صنایع کی می‌توانند حفظ شوند و رونق بگیرند؟
زمانی صنایع دستی و هنرهای سنتی رونق می‌گیرند که مخاطب داشته باشند؛ مخاطبانی که حاضر باشند برای آن هزینه کنند. اما چرا این اتفاق نمی‌افتد؟ مشکل کجاست؟
تردیدی نیست که یک بخش از مشکل به خاطر آشنا نبودن مردم با این موضوع است. موضوع دیگر این است که محل‌های مناسبی برای عرضه این کارها نداریم. محل‌هایی که داریم کم است و نامناسب. در این زمینه باید حمایت از گسترش بازارهای صنایع دستی و هنرهای سنتی را در اولویت قرار دهیم و امکان صادرات را بیشتر کنیم.
صادرات خودش مقدماتی و لوازمی دارد؛ باید تبلیغ مناسبی داشته باشیم؛ بسته‌بندی مناسبی داشته باشیم؛ عرضه مناسبی داشته باشیم. این کارها بدون همراهی و همکاری دستگاه‌های دیگر ممکن نیست. این حوزه با اقتصاد فرهنگ هم مرتبط است. باید این جزیره‌های مختلف را به هم وصل کنیم. باید نمایندگان بخش خصوصی را فعال کنیم تا راهکارهای مناسب تدوین شود. بخش مهمی از بازار صنایع دستی و هنرهای سنتی داخل کشور است.
متاسفانه ساخته‌های تقلبی جای صنایع دستی را گرفته است. بازار پر از ساخته‌های بی‌کیفیت چینی است. ما دغدغه بازارهای بین‌المللی را داریم، اما رقابت را در بازارهای داخلی واگذار کرده‌ایم و مردم از بازارهای مهم صنایع دستی ما مثل اصفهان و شیراز و همدان ساخته‌های چینی می‌خرند.
ما در بازارهای داخل کشور هم مشتری داخلی داریم و هم مشتری خارجی. با فضای جدیدی که شکل گرفته است، امیدواریم با ورود گردشگران خارجی صنایع دستی خودش یکی از جاذبه‌های گردشگری ما باشد.
اگر ما بتوانیم ساخته‌های با کیفیت و جذاب داشته باشیم، رونق گردشگری می‌تواند به رونق صنایع دستی هم کمک کند. مشتری داخلی هم خیلی مهم است و باعث می‌شود که این صنایع زنده و پویا بمانند. ما تجربه‌های کوچکی داریم که نشان داده است ورود به بازارهای داخلی سخت نیست.
جوانانی را می‌شناسیم که توانسته‌اند صنایع دستی کشور را روزآمد، کاربردهای تازه برای آن پیدا و در بازار لباس و کیف و کفش در حد توان خود تحول ایجاد کنند. این از نظر فرهنگی هم مهم است که با صنایع دستی ایرانی بتوانیم در بازار مد و لباس تاثیر بگذاریم. البته دولت نباید در این حوزه مداخله کند و با مداخله در این حوزه‌ها به مقاومت در برابر این پدیده دامن بزند. باید بگذاریم هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی و هنرهای سنتی خودشان به طور طبیعی و با خلاقیت‌های خودجوش تاثیرگذار باشند.
ما باید از هرحرکتی که به رونق صنایع دستی کمک کند حمایت کنیم. وظیفه ما حمایت، آموزش و پشتیبانی است. نباید بخش خصوصی احساس کند که ما قصد مداخله داریم. باید ما را یک پشتیبان بی‌توقع ببیند که هدف مشترکی داریم.هدف ما باید این باشد که بتوان صنایع دستی ایران را اقتصادی و درآمدزا کرد. ما باید تمام توان‌مان را بگذاریم که هنرمندان و تولیدکنندگان ما در رقابت با ساخته‌های جعلی و تقلبی و کالاهای کم کیفیت چینی جلو بیفتند.
بخشی از این ماجرا هم به تبلیغات برمی‌گردد. ما باید روی تبلیغات سرمایه‌گذاری بیشتری داشته باشیم و تلاش کنیم تا برندهای ایرانی ارائه شوند و جای خود را پیدا کنند. ما باید کمک کنیم که صنایع دستی و هنرهای سنتی‌مان در داخل کشور بدون نیاز به کالای خارجی تولید شود. این امر هم نیاز به سرمایه‌گذاری دارد، هم نیاز به میدان دادن به خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها و هم نیازمند ایجاد و گسترش بازارها و جلب مشتریان جدید است.