یاد سیمین در خانه هنرمندان ایران زنده شد
Monday, March 10, 2014


مراسم بزرگداشت «سیمین دانشور» در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، مراسم بزرگداشت «سیمین دانشور» عصر روز یک شنبه 18 اسفند با حضور ، «محمد حسنی» مدیرعامل بنیاد ادبیات داستانی، «حسین پاینده» منتقد ادبی و استاد دانشگاه، «حسینعلی قبادی» استاد دانشگاه، «غلامرضا امامی» نویسنده و مترجم، حجت‌الاسلام والمسلمین «سیدمحمود دعایی» مدیر مؤسسه اطلاعات، «لیلی ریاح» خواهرزاده و فرزندخوانده سیمین دانشور، «احمد آل‌ احمد» برادرزاده جلال آل‌ احمد، «جواد میرهاشمی» کارگردان فیلم «بی سرو سیمین»، «افسانه بایگان»  بازیگر نقش «زری» در نمایش «سووشون» و «فریبا کوثری» در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در ابتدای این مراسم «سیمین پناهی‌فرد» به اندیشه فرا جنسیتی سیمین دانشور و نقش زن در آثار او اشاره کرد و گفت: « بی‌شک سیمین دانشور یکی از بی‌نظرترین نویسندگان زن ماست که نامش همیشه در ادبیات ما ماندگار خواهد ماند. او زمانی نوشتن را آغاز کرد که زن ایرانی در درجه دوم قرار داشت و تاریخ مردسالاری را دنبال می‌کرد. همانطور که فروغ شعرِ زن‌بودن را سرود، سیمین داستانِ زن‌بودن را نوشت. سیمین با اندیشه‌ای فراجنسیتی، زنان را به سمت پیشرفت سوق داد و با دیدی فمنیستی و خودآگاهی زنانه، داستان‌هایش را نوشت. قهرمانانِ زنِ داستان‌های دانشور، از تفکر سیاسی و اجتماعی برخوردارند و همچون زنان داستان‌های صادق هدایت و چوبک زنانی اسیر و لکاته نیستند. او با شناخت از مظلومیت زن ایرانی، با استفاده از هنرش در راه حقوق زنان گام برداشت زیرا او معتقد بود که نمی‌شود زن بود اما از زنان دفاع نکرد. زنان آثار دانشور همان زنان آشنای ستم‌دیده ایرانی هستند که خانه‌داری و بچه‌داری می‌کنند و اگر لازم باشد، در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی شرکت می‌کنند و از سوی دیگر قادر به حفظ آرامش در محیط خانواده برای همسر و فرزندان هستند». 
در بخش دیگری از این مراسم «سیدعباس صالحی» معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حضور سیمین در کنار جلال اشاره کرد و گفت: « در تاریخ ادبیات معاصر ایران، حضور زنان ملموس و محسوس است. ما در شعر کلاسیک پروین اعتصامی، در ادبیات داستانی سیمین دانشور و در حوزه‌های دیگر زنان متعدد دیگری داریم. سیمین دانشور چند شانس تاریخی داشت؛ یکی از آن‌ها پرورش یافتن در خانواده‌ای هنرمند و دیگری قرار گرفتن در کنار جلال آل احمد بود. او با وجود در کنار جلال قرار گرفتن، فردیت خود را از یاد نبرد و با وجود همه اشتراکات، تمایزاتی با او داشت و همین به سیمین معنا می‌داد. جلال شکوه خود را داشت و سیمین در کنار جلال زیست، اما همیشه سیمین دانشور بود نه سیمین آل احمد». 
وی در ادامه صحبت های خود به آثار دانشور اشاره کرد و گفت: «وقتی به آثار خانم دانشور نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که سیمین کسی بود که در کنار موج بزرگی مانند جلال زندگی کرد، اما با موج جلال فرونرفت و همچنان سیمین ماند، با وجود همه علاقه‌ها، اشتراکات و دلبستگی‌ها. نثر سیمین دانشور نثر خود او بود. او به نثر ناصرخسرو دلبستگی داشت، اما وقتی آل احمد به آن نثر روی آورد، سیمین آن را رها کرد. نثر جلال شلاقی اما نثر سیمین نثری آرام، روان و بدون عصبیت است. سیمین دانشور به سیاست تعلق داشت، اما درگیر جریان‌های سیاسی نبود. این‌که کسی در کنار جلال زندگی کند و موج‌های سیاسی او را با خود نبرد، راحت نبود و سیمین این‌چنین بود. 
معاون فرهنگی وزارت ارشاد هنر سیمین دانشور را ترکیب زمان گذشته با حال دانست و گفت: « جلال آل‌ احمد بسیار رئالیست بود، اما سیمین ریشه در گذشته و نگاه به حال و آینده داشت و در این ترکیب، آوردن واقعیت در کنار اصالت‌ها، هنر سیمین دانشور بود. او توانست ترکیبی از چیزهایی در آثارش داشته باشد که در آثار آل احمد نیست. البته جلال آل احمد هم ویژگی‌های خود را داشت. اما نثر سیمین و نگاه سیمین ترکیبی از تصویرسازی، نقاشی، شعر و داستان بود که از او یک هویت متمایز در رفتار و آثار می‌ساخت. آثار سیمین در هویت ریشه داشت. آل احمد در مقاطعی بین حال و گذشته درگیر بود، اما سیمین همیشه با یک نگاه اعتدال‌گرایانه تاریخ را به یاد داشت و هیچ‌گاه آن را فراموش نکرد. البته جلال همیشه جلال ما خواهد ماند، اما آن‌چه گفتم نگاهی بود به زندگی سیمین که با آل‌ احمد زیست، اما سیمین‌ دانشور باقی ماند». 
در بخش دیگری از این مراسم مستندی با نام «بی سرو سیمین» به کارگردانی «سیدجواد میرهاشمی» پخش شد که در آن نویسندگانی همچون «محمود دولت‌آبادی»، «محمدعلی سپانلو»، «جمال میرصادقی» و «جواد مجابی» حضور داشته و درباره دانشور و آثارش صحبت کردند.
در ادامه این مراسم «حسین پاینده» نقش مهم سیمین دانشور را درگیر کردن مخاطب با اثر دانست و گفت: « اهمیت کار دانشور در این است که خواننده را از نظاره‌گر منفعل به شرکت‌کننده فعال در دنیای داستانی خود تبدیل کرده است. نویسنده‌ای موفق است که بتواند خواننده را به دنیای داستانی بکشاند و از او بخواهد با شخصیت‌های داستانی زندگی کند. دانشور از مرز جنسیت فراتر رفت. او زن بود،‌ اما خوب توانست دنیای مردان را هم بکاود. دانشور توانست از بخش نرینه روان خود (آنیموس) بهره بگیرد و از این مرز فراتر رود.
«حسین پاینده» به تیزبینی فرهنگی دانشور اشاره کرد و افزود: « دانشور دیده‌بان فرهنگی است و فرهنگ را مانیتور می‌کند. او بسیار تیزبین بود و با نگاهی کنجکاو به اطرافش توجه می‌کرد. «سووشون» پس از «بوف کور» پرخواننده‌ترین رمان فارسی است و این میسر نشده مگر با تیزبینی فرهنگی سیمین دانشور که هم یک جامعه‌شناس و هم یک روان‌شناس و حتا روان‌کاو قوی بود که توانایی نوشتن رمان چندصدایی را داشت. یکی از ضعف‌های داستان‌نویسی امروز ما این است که شخصیت‌های عروسک خیمه‌شب‌بازی نویسنده‌اند و آرای نویسنده را بیان می‌کنند. دانشور ضمن نوجویی با گذشته خود بیگانه نمی‌شود. دانشور با نقاشی مینیاتوری و قالی‌های ایرانی بسیار آشنا بود. استفاده او از این دو تکنیک اصیل ایرانی در رمان که کاملا غربی است،‌ در آثار او دیده می‌شود. در بخش آغازین «سووشون» و «جزیره سرگردانی» صحنه‌ای را گشوده که همه داستان در آن گنجانده شده است».
«پاینده» در بخش دیگری از صحبت های خود از وزارت ارشاد درخواست کرد که مانع انتشار کتاب «آتش خاموش» شود، او افزود:   « یکی این است که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استدعا دارم جلو انتشار کتاب «آتش خاموش» را بگیرند. اکثرا از وزارت ارشاد درباره چاپ کتاب‌ها درخواست می‌شود، اما من خواهش می‌کنم این کتاب منتشر نشود. این خواهش طبق وصایای خود سیمین دانشور است که معتقد بوده این کتاب ناپخته است و در زمان حیاتش هم جلو تجدید چاپ آن را گرفته است. خواهش می‌کنم بر انتشار آثار نویسندگان بعد از حیات‌شان نظارت کنند. باید دید از نظر قانونی وارث آن‌ها کیست و اگر وارثی ندارند،‌ برای نظارت چه وارثی بهتر از وزارت ارشاد - اگر درست عمل کنند؟»
او در ادامه گفت: « فیلم سینمایی امروزه از مرزها فراتر می‌رود. خارجی‌ها ادبیات‌شان را از راه سینما به جهان معرفی کرده‌اند. خواهش و تمنا دارم اجازه دهید رمان «سیمین دانشور» در پروژه‌ای تعریف‌شده به فیلم سینمایی تبدیل شود؛ چون الآن در دنیای تصویر هستیم. تقاضای دیگرم این است که بورس تحصیلی سیمین دانشور ایجاد شود و به داستان‌نویسان مستعد اعم از مرد و زن داده شود، اما نه از طریق دانشگاه». 
این استاد دانشگاه در ادامه خطاب به مدیرعامل بنیاد ادبیات داستانی که از برگزار نشدن برنامه‌ای که بنیاد ادبیات داستانی می‌خواسته سال گذشته با همکاری یک دانشگاه برای بزرگداشت سیمین برگزار کند سخن گفت، اضافه کرد: «آقای حسنی از این دانشگاه برای این کارها بخاری بلند نمی‌شود. شما چهار ترم سه‌ماهه تعیین کنید و امتحان ورودی برگزار کنید، در پایان دوره هم افراد را ارزیابی کنید و از کسانی که می‌توانند راه سیمین دانشور را در ادبیات ما ادامه بدهند، حمایت مادی کنید».
«حسین پاینده» در پایان صحبت های خود گفت: « انصافاً کارهای دانشور چند سر و گردن از رمان‌های تولیدشده در جهان عرب بهتر است، اما دریغا که ما این‌ها را ترجمه و معرفی نکرده‌ایم و از ابزار سینما برای معرفی آن‌ها استفاده نکرده‌ایم».
در ادامه این مراسم «جواد محقق» برای سیمین دانشور و جلال آل احمد شعرخوانی کرد.
در بخش دیگری از این مراسم «حسینعلی قبادی» به شخصیت والا سیمین دانشور اشاره کرد و گفت: « سیمین دانشور نویسنده کم‌بدیل ادبیات ایران بود. وی توانست رابطه صمیمی با نظام فرهنگی ما برقرار کند. دانشور شخصیتی دانشمند، هنرمند و کم‌نظیر داشت و در میان شخصیت‌های داستانی ایرانی، شخصیت دست‌نایافتنی داشت. دانشور در رمان «سووشون» پلی میان گذشته و حال ایجاد کرد. او در فلسفه و حوزه ی تفکر معاصر نیز بسیار تاثیرگذار بود. آنچنان که عناصر هویت ایرانی و دینی را یک‌جا در ادبیات مطرح کرد. تا پیش از نگارش رمان «سووشون» زن در داستان‍‌های ایرانی یا به عنوان ابزار یا در فضای مارکسیسم‌زده داستان‌ها معرفی می‌شد و در این میان زن در این رمان به عنوان نقش اول معرفی و شخصیت‌پردازی می‌شود».
«لیلی ریاحی» خواهرزاده و فرزندخوانده سیمن دانشور- نیز پس از شعرخوانی، در سخنان کوتاهی از اعلام نتیجه نهایی دادگاه تعیین صحت وصیت‌نامه سیمین دانشور تا یک هفته آینده خبر داد.
در بخش پایانی ای مراسم نیز «غلامرضا امامی» با اشاره به شخصیت سیمین دانشور به عنوان یک زن ایرانی گفت: « او نخستین زنی بود که دکتری ادبیات فارسی را اخذ کرد. دانشور با تمام افق‌های باز نسبت داشت. او مظهر جمال، آرامش و مهربانی بود. او بیش از هرچیز یک انسان بود. مادر مهربانی که فرزند نداشت اما فرزندان بسیاری را به اعتلای هنر رساند. او مظهر زمان خود بود اما با گذشته ادبیات آشنایی داشت. او تنگ نظر نبود و چهار فصل زندگی را طی کرد. او و جلال در کنار هم بودند اما در برابر یکدیگر قرار نگرفتند. سیمین تا لحظه آخر حلقه جلال را بر انگشت داشت و سه عکس از او را بر دیوار خانه‌اش آویزان کرده بود».