فیلم «رستگار کن مرا» نقد و بررسی شد
Friday, September 30, 2016

فیلم «رستگار کن مرا» در خانه هنرمندان ایران به نمایش در آمد.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه های سینماتک خانه هنرمندان ایران و در سی و ششمین برنامه پلک تهران چهارشنبه 7 مهر فیلم «رستگار کن مرا» به کارگردانی آلن کاوالیه در تالار استاد ناصری به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور محمدرضا اصلانی و سعید نوری برگزار شد.
در ابتدای این نشست اصلانی به ویژگی های آثار کاوالیه اشاره کرد و گفت: انتخاب این فیلم به دلیل رویکرد سینمایی کاوالیه است. او امروز یکی از مطرح ترین فیلمسازان فرانسوی و یک روشنفکر معترض جهانی است که در برابر دیکتاتوری رسانه ها قرار می گیرد. کاوالیه نگرشی فرامتنی دارد و حتی از خود به عنوان یک متن نیز فراتر می رود؛ اینگونه است که او از یک سبک مشخص در فیلم هایش می گریزد و فارغ از موفقیت هایش، مدام سبک فیلمسازی خود را متحول می کند. کاوالیه در فیلم هایش به جوهر زجردیده ی انسان در روابط متقابل انسانی توجه می کند.
وی ادامه داد: از آثار او متوجه می شویم سینما نه صدا و نه تصویر و نه داستان، بلکه یک اندیشه است؛ اندیشه ای که وجهی از نمایش را نیز عرضه می کند. سینما را نمی توان با فرمول خلاصه و محدود کرد، و اساسا باید پرسید سینما چیست؟ در پاسخ باید از کلیشه ها و شعارهای قلابی فراتر رفت. سینما یک سرگرمی نیست و می تواند در بی نهایت وجوه خود، ساخت و طرح پیدا کند. «رستگار کن مرا» زخم خوردن آدمی در جهان خشونت بار امروز را نشان می دهد و این کار را نه با درام و تصویر و کلام، بلکه با سکوتی تمثیلی انجام می دهد.
پس از آن سعید نوری به بیان نظرات خود پرداخت و گفت: کارگردان فیلم عناصر درام را به کمترین حالت ممکن تقلیل داده است. سکوت در این فیلم دارای بُعد دیگری می شود و یکسری رفتارها جایگزین جملات می شوند. «رستگار کن مرا» در مجموعه ی خود، یک استعاره به شمار می آید. در اینجا با انسان هایی مواجهیم که گویی از مجموعه ی زندگی محروم شده اند و دلیل این محرومیت را نیز نمی دانیم. کاوالیه بدون تصویر کردن خشونت به شکل رئال، فشار وارد بر انسان ها در این زندگی جعلی را به ما نشان می دهد. او این کار را به شکل سینماتوگرافیک و به سبک خاصی انجام می دهد که نشان دهنده هوشمندی اوست.
وی در پایان افزود: تمام قاب های فیلم ثابت هستند و حرکت دوربین نیز حذف شده است. اما آنچه فیلم را حالت تئاتری جدا کرده و به سینما نزدیک می کند، حذف کلام و مونتاژ فیلم است. به نظر می رسد بسیاری از هنرپیشه های فیلم در زمان فیلمبرداری، نمی دانند که این فیلم در مورد چیست. در واقع فیلم در هنگام مونتاژ سامان پیدا کرده است. تماشاچی چنین فیلمی نیز باید آنقدر هوشمند باشد که بتواند عناصر را در کنار هم چیده و معنا را در ذهن خود شکل دهد. در واقع حذف میزانسن و حرکت و القاء معنا تا آنجا پیش رفته است که تماشاچی باید از طریق ریزرفتارها به معنا نزدیک شود.