نقد و بررسی فیلم «بانوی دریاچه» در سینماتک خانه هنرمندان ایران
Monday, December 05, 2016

فیلم «بانوی دریاچه» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و پنجمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 15 آذر فیلم «بانوی دریاچه» به کارگردانی رابرت مونتگمری در تالار استاد ناصری به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور اسماعیل میهن دوست و حسین عیدی زاده برگزار شد.
در ابتدای این نشست عیدی زاده به سوابق فعالیت های مونتگمری اشاره کرد و گفت: مونتگمری ابتدا به عنوان بازیگر تئاتر و پس از آن بازیگر سینما ایفای نقش می کرد و بیشتر نقش های او نیز کمدی بود. کارنامه فیلمسازی او نیز بیشتر با همین فیلم «بانوی دریاچه» تعریف می شود که بر اساس رمانی از چندلر ساخته شده است؛ از آنجایی که در آن زمان سانسور وبال گردن سینما بوده است، می بینیم که فیلم نسبت به رمان رام شده و از تندی و خشونت آن کاسته شده است. مهم ترین ویژگی فیلم نیز ترفند نوی کارگردان در ساخت فیلم بر اساس نقطه دید قهرمان فیلم است. اگرچه به نظر می رسد اینکار بیشتر برای جذب تماشاگر صورت گرفته و در تبلیغات فیلم نیز تاکید زیادی بر آن شده است. به هر حال چنین اجرایی، برای دیگر افراد در سینما امکانی فراهم آورد تا بنا به ضرورت از آن بهره بگیرند.
پس از آن میهن دوست در توضیح ویژگی خاص فیلم گفت: بیشترین جذابیت فیلم به ساختار تجربی آن برمی گردد که عجیب است و دیگر به این شکل در تاریخ سینما تکرار نشده است. اگرچه این تجربه دستاورد درخشانی نداشت، جز اینکه خط بطلانی بکشد بر این نوع از اجرای سینمایی. تلاش مونتگمری بر این بوده که روایت اول شخص در ادبیات را دقیقا در سینما اجرا کند و بر همین مبنا میزانسن و دکوپاژ فیلم را طراحی و تنظیم کرده است. گویی مولف روبروی مخاطب نشسته و داستان را برای او تعریف می کند. دوربین سوبژکتیو جای قهرمان فیلم نشسته است و قهرمان برای جلوگیری از فراموش شدن، در چهار نقطه از فیلم رو به دوربین سخن می گوید و در برخی جاهای فیلم نیز او را در آینه می بینیم. به شخصه در مجموع آن را تجربه ای شکست خورده می دانم، چرا که بیننده قادر به همذات پنداری با قهرمان فیلم نیست.
وی ادامه داد: البته فراموش نکنیم که اجرای چنین شیوه ای بسیار دشوار است؛ کل فیلم 40 پلان است و ضبط سکانس های چهار یا پنج دقیقه ای با توجه به حجم دوربین های آن زمان کار بسیار سختی بوده است. چنین اجرایی برای بازیگر نیز دشوار است، چرا که مدام باید به دوربینی خیره باشند که جای قهرمان فیلم نشسته و کس دیگری به جای آن سخن می گوید. در این صورت کوچک ترین اشتباه بازیگر باعث می شود کل پلان دوباره تکرار شود. بعدها در سینمای تجربه درخشانی از این شیوه اجرا را در «پنجره عقبی» هیچکاک می بینیم؛ در این فیلم شیوه درست روایت اول شخص لحاظ شده و قواعد آن توسط هیچکاک تثبیت می شود. در اثر هیچکاک شاهد عکس العمل های قهرمان فیلم نیز هستیم و بنابراین بیننده امکان دارد با او همذات پنداری کند. 
در بخش دیگری از این نشست خسرو دهقان که در میان تماشاگران حضور داشت به لایه های دیگری از فیلم اشاره کرد و گفت: در این فیلم دنیای متافیزیک یک مساله جدی است. به نظر می رسد تمام چیزهایی که در فیلم می بینیم، در اتاق اعتراف کشیش رخ می دهند و اساسا تمام فیلم یکجور اعتراف است؛ همه ی آدمهای فیلم به نوعی در حال اعتراف هستند و از گرفتاری ها و عشق و.. در زندگی سخن می گویند. گویی در تنهایی خود نشسته ایم و با خود حرف می زنیم. بدون دوربین در تالار می نشینیم و مانند محراب کلیسا به اعترافات افراد گوش می دهیم. دلیل انتخاب کتاب چندلر برای فیلمنامه نیز این بوده که به کارگردان امکان شخصیت پردازی می دهد. از زاویه ی دیگر، فیلم را باید تجربه گرا دانست؛ تجربه ای که به این شکل در تاریخ سینما همتا ندارد. بخشی از آن نیز به جدال میان سینمای ناطق و صامت مربوط می شود؛ مونتگمری نمی پذیرد که سینما یعنی تصویر و تصاویر گویای همه چیز هستند؛ بدین ترتیب سنگینی صداها و حرف ها در فیلم به خوبی احساس می شود و تصاویر نسبت به صدا، اهمیت ثانوی پیدا می کنند.
این منتقد سینمایی در پایان گفت: «بانوی دریاچه» تجربه ای منحصر به فرد است و اینکه دیگر تکرار نشده، اهمیتی ندارد. از این بابت رسالتی بر دوش فیلم نیست، بلکه مهم این است که خود فیلم چه می کند؛ هنرمند به نیازهای درونی خود نیز پاسخ می دهد، ما نیز می توانیم آن را دوست داشته یا نداشته باشیم. در این فیلم به نمایش در آوردن کشاکش ها و نوسانات زندگی افراد و بحث گناه و خیانت و ورود به دنیاهای دیگر اهمیت دارد، فارغ از اینکه نتیجه و جواب آن چه باشد.