«سه راه» به یک جغرافیا و زمان خاص محدود نیست
Saturday, January 28, 2017

فیلم «سه راه» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در پنجمین شب از هفته فیلم ترکیه که توسط خانه هنرمندان ایران و موسسه یونس امره برگزار می شود، پنج شنبه 7 بهمن فیلم «سه راه» به کارگردانی فایسال سویسال در تالار استاد شهناز به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور فایسال سویسال، حسنعلی ایلدیریم و سحر عصر آزاد برگزار شد. در این برنامه همچنین از فایسال سویسال و حسنعلی ایلدیریم تقیر به عمل آمد.
در ابتدای این نشست عصر آزاد در خصوص ویژگی های فیلم گفت: این جنس فیلم در سینمای ترکیه جزو جریان غالب محسوب می شود که به شکل جدی تر پیگیری می شود. در اینجا شاهد قصه ای خطی نیستیم بلکه قصه و درام در مرز رویا و خیال و واقعیت مطرح می شود که در عین حال زیر لایه های متعددی دارد. رویاها و قصه هایی که در کنار درام فیلم با هم تلفیق شده اند، در زمان حال ما به ازاهایی دارند که آنها را نیز مشاهده می کنیم. نکته جالب فیلم اهمیتی است که کارگردان به قصه های اصیل و ریشه دار و قرآنی داده است. در واقع در شرایطی که بیشتر فیلم های متداول در جهان قصه هایی ملموس و رئال را روایت می کنند، سویسال به احیای قصه های قرآنی دست زده که به خوبی با درام نیز پیوند خورده اند.
این منتقد سینمایی ادامه داد: در فیلم ارجاعاتی به داستان هابیل و قابیل نیز داریم و خوانشی نو از رابطه آنها در برابر هم ارائه شده است. اما تم مهمی که در اینجا مطرح می شود این است که نگاهی انسانی به جنگ وجود دارد که آن را تقبیح می کند. روایت های عامیانه تری نیز در فیلم وجود دارد؛ مانند فال گرفتن با گل مینا که در فیلم دارای کارکرد است. اینها باعث شده زاویه نگاه محدود نباشد و نقطه نظر فیلمساز بسط پیدا کند. از این رو می توان گفت فیلم به یک جغرافیا و زمان خاص محدود نمی ماند.
وی افزود: در فیلم از نشانه های دیگری نیز استفاده شده که به عنوان مقال می توان از تجمیع زبان ها یا تلاقی فرهنگ ها یا سخن گفتن از جنگ های مختلف نام برد. چنین نقطه نظری در اجزاء مختلف فیلم نیز وارد شده است. همینطور در موسیقی فیلم می بینیم که موسیقی سنتی متعلق به یک جغرافیای خاص، به قطعه «خوابهای طلایی» پیوند خورده و موسیقی فیلم را کیهان کلهر ساخته است. اینگونه است که مخاطب تغییر جغرافیا و زبان و فرهنگ ها را لمس کرده و همراه با قهرمان فیلم به حرکت در می آید.
در ادامه فایسال به سابقه کاری خود اشاره کرد و گفت: در ایران تحصیل کرده ام و در سال 89 از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران فارغ التحصیل شدم. از اینرو گمان دارم شما تماشاگران ایرانی بیشتر از تماشاگران در هر جای دیگر جهان بتوانید با این فیلم ارتباط برقرار کنید. در این فیلم قصد نداشتم قصه ساده و خطی را دنبال کنم، بلکه قصه را خود از اول نوشته و چیزهایی به آن اضافه کرده ام تا قصه ی خودم باشد. در اینجا تقاطع واقعیت/حقیقت/رویا را شاهدیم که در آن رویا از هر چیز دیگر قدرتمندتر به نظر می رسد. این سه گانگی در داستان یوسف/زلیخا/بنیامین و همینطور در طراحی صحنه و دیگر بخش های فیلم هم دیده می شود. داستان حضرت یوسف در کتابهای ادیان مختلف آمده است، من حتی از کتاب توماس مان هم استفاده کردم، اما بیش از تمام اینها تحت تاثیر قرآن بوده ام.
وی سپس در خصوص فرآیند تولید فیلم گفت: فیلم در سال 2009 در وزارت فرهنگ ترکیه به تصویب رسید. این وزارتخانه پول اندکی برای شروع کار به شما پرداخت می کند تا در ادامه اسپانسر جذب کنید. اما چون قصه ای که من داشتم قصه ای خاص و شخصی بود، هیچ تهیه کننده ای نه در ترکیه و نه در غرب حاضر به مشارکت در آن نشد. به ناچار خودم تهیه کننده فیلم شد و جمع آوری پول برای ساخت آن تا سال 2012 طول کشید. ما فیلم را در 7 لوکیشن مختلف از جمله استانبول، سارایوو و.. ساخته ایم و تیم های مختلفی در جاهای مختلف به کار گرفته شدند. به جز بازیگران و عوامل اصلی مانند فیلمبردار یا صدابردار که تغییری نداشت. فیلمبرداری فیلم 5 هفته طول کشید و با پایان فیلمبرداری، عملا پول من هم تمام شده بود. به همین دلیل فیلم ضبط شده را به ایران آوردم و برای تکمیل آن از دوستان دوران دانشجویی ام کمک خواستم.
پس از آن حسنعلی ایلدیریم، مشاور کارگردان، در مورد آنچه در فیلم می بینیم گفت: در فیلم «سه راه» عناصر کلاسیک و مدرن متعددی را شاهدیم؛ رویا بخش مهمی از فیلم است و همینطور شعر که بخشی از آن رویا را در زمان هوشیاری انسان بیان می کند. ماجرای هابیل و قابیل را شاهدیم که به روابط انسانی خدشه وارد می کند و همینطور نسل کشی های صورت گرفته در قرن بیستم را می بینیم. می دانیم در هر لحظه در اینجا و جاهای دیگر جهان اتفاقاتی در حال رخ دادن است. جهان هستی و مخلوقات بدون این اتفاقات زندگی نمی کنند. در این فیلم هدف ما روایت یک داستان خطی نبود، بلکه مساله ما این بود که مخاطب با دیدن فیلم چه تاثیری می گیرد و آیا درک او از زندگی تغییری خواهد کرد؟ اینکه شما در هنگام تماشای فیلم به چه نکاتی توجه می کنید و آیا از آنچه بر قهرمان فیلم می گذرد، معادلی در زندگی خود پیدا می کنید؟ آیا می توان پاره داستان های فیلم را به شکل عینی در زندگی خود جستجو کرده و از آنها چیزی بیابیم؟
وی در پایان در پاسخ به سوالی در مورد موسیقی فیلم و همینطور احتمال گم شدن ایده اصلی فیلم به دلیل نمایش موضوعات متعدد گفت: فراموش نکنیم که این اولین فیلم کارگردان محسوب می شود و طبیعی است دچار ضعف هایی نیز باشد. 10 کتاب اول بالزاک را هم کسی مطالعه نکرد، و این فیلم به هر حال توانسته در جاهای مختلف دیده شده و موفقیت هایی نیز کسب کند. فیلم می توانست به شیوه های دیگری نیز ساخته شود ولی ما این روش را انتخاب کردیم. درست است که موضوعات مختلفی در فیلم بیان شده، اما در نهایت مهم این است که روح تماشاچی توانسته با آن ارتباط برقرار کند یا نه؟ موسیقی فیلم نیز در همین راستا در خدمت احساس صحنه بوده است و در پایان فیلم نقش تکمیل کننده دارد. البته موسیقی به کار گرفته شده، بسته به جغرافیا دچار تغییراتی نیز شده است.