تاکید بر لزوم ارتباط قوی تر میان اهالی سینمای ایران و ترکیه
Sunday, January 29, 2017

فیلم «رویای پروانه» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در شب پایانی هفته فیلم ترکیه شنبه 9 بهمن فیلم «رویای پروانه» به کارگردانی یلماز اردوغان در تالار استاد شهناز به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست مروری بر سینمای ترکیه با حضور پیامی چلیکجان، باریش سایدام و حسین لاله برگزار شد. در این برنامه همچنین با حضور مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان ایران و تورقای شفق مدیر موسسه یونس امره از دست اندرکاران برگزاری هفته فیلم ترکیه تقدیر به عمل آمد.
در ابتدای این مراسم مدیرعامل خانه هنرمندان ایران ضمن ابراز خشنودی از برگزاری این برنامه مشترک گفت: امیدوارم برگزاری هفته فیلم ترکیه تجربه ای خوب برای هر دو طرف باشد و بتوانیم چنین ارتباطی را میان سینماگران ایران و ترکیه حفظ کنیم. ضمن اینکه خانه هنرمندان ایران آمادگی کامل دارد که چنین همکاری های دو جانبه ای را به دیگر عرصه های فرهنگی و هنری گسترش دهد. از جمله در زمینه هنرهای تجسمی که هنرمندان ترکیه در آن ید طولایی دارند. چنین ارتباطات فرهنگی علاوه بر ترکیه، می تواند میان ایران و دیگر کشورها نیز برقرار شود و ما نیز در این مسیر فعالیت خواهیم کرد.
پس از آن بهزاد خداویسی که در میان تماشاگران حضور داشت، در سخنانی کوتاه گفت: از خانه هنرمندان ایران و مدیریت آن تشکر می کنم که چنین فرصتی را برای علاقمندان به سینما فراهم آوردند. تماشای این فیلم ها در سالن سینما و بر روی پرده، تاثیرگذاری آنها بر مخاطب را دو چندان می کند. همه از فرهنگ مشترک ایران و ترکیه آگاهیم و می بینیم که چطور فرهنگ ورای مرزهای میان کشورها عمل می کند. امیدوارم برگزاری این برنامه تداوم داشته باشد. در ادامه نیز تورقای شفق، مدیر موسسه یونس امره در تهران، از زحمات خانه هنرمندان ایران و دیگر دست اندرکاران برگزاری این هفته فیلم تشکر کرد.
در ادامه برنامه فیلم کوتاهی از پیامی چلیکجان درباره روند تاریخی سینمای ترکیه و تصاویری از نخستین فیلم های ضبط شده در هنگام ورود دوربین به ترکیه به روی پرده رفت. پس از نمایش این فیلم کوتاه، چلیکجان به ارائه توضیحاتی در خصوص نحوه مواجهه آغازین مردم ترکیه با سینما پرداخت و گفت: باور دارم به عنوان کسانی که در یک جغرافیای فرهنگی مشترک به سر می بریم، باید بیشتر از اینها گردهم آییم و آثار فرهنگی خود را به همدیگر عرضه کنیم. در اینجا قصد دارم توضیحانی درباره روزهای نخست ورود سینما به ترکیه ارائه کنم؛ برخلاف تصور موجود، نخستین مواجهه مردم ترکیه با سینما، از طریق تماشای فیلم نبود بلکه این ارتباط از طریق آشنایی با تجهیزات فیلمبرداری و خود فیلمبردارها شکل گرفت. در اواخر قرن 19 که تکنولوژی ثبت فیلم به دست آمد، فیلمسازان اروپایی با دوربین های خود به نقاط مختلف دنیا و از جمله مراکز فرهنگی امپراطوری عثمانی سفر کردند. بنابراین پیش از آنکه فیلمی در ترکیه به نمایش در بیاید، مردم با دوربین های فیلمبرداری مواجه شدند و نه بیننده فیلم های سینمایی بلکه بازیگران فیلم بودند. 
وی ادامه داد: در فیلم های ضبط شده توسط فیلمسازان اروپایی شاهد برخورد گرم و صمیمی مردم آن دوران با دوربین هستیم. اما شرایط سیاسی آن دوران عثمانی به گونه ای بود که مانع از رشد و گسترش صنعت سینما می شد. در واقع جنگ های این امپراطوری در جبهه های مختلف باعث می شد شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسبی برای رشد سینما وجود نداشته باشد. در حالی که در جوامع در حال شهری و صنعتی شدن سینما به عنوان ابزاری برای تفریح به کار گرفته می شد، اما در امپراطوری عثمانی ابزاری برای ثبت وقایع و ارائه اخبار محسوب می شد. در واقع در دوران جنگ جهانی اول و پیش از آن، جامعه عثمانی بیش از تفریح به اطلاعات نیاز داشت. در همین راستا اولین نهادی که در رابطه با ساخت فیلم فعالیت می کند، ارتش عثمانی است. اگرچه بخش عمده فعالیت های ارتش به ساخت فیلم های تبلیغاتی و ارائه موفقیت های آنها در جنگ مربوط می شد، اما تلاش هایی برای ساخت فیلم های داستانی نیز صورت گرفته است که البته برای سالهای طولانی با موفقیت چندانی روبرو نبودند. 
این منتقد سینمایی در پایان گفت: نمایش فیلم برای توده مردم حدود 10 سال پس از ورود فیلمسازان اروپایی اتفاق افتاد. نحوه مواجهه مردم با پرده سینما نیز شباهت های زیادی با وضعیت سینما در ایران داشت؛ زنان در حین بچه داری و انجام کارهای خانه در محیط های عمومی، به تماشای فیلم می نشستند. بینندگان فیلم ها به بازیگران روی پرده همچون انسان های واقعی عکس العمل نشان می دادند. در زمان نمایش فیلم ها درگیری هایی اتفاق می افتاد که پلیس مداخله می کرد و هم نمایش دهندگان و هم تماشاگران را دستگیر می کرد. با مطالعه این روند تاریخی می توانیم متوجه شویم یک ابزار مدرن چگونه در یک جامعه سنتی به این جایگاه رسیده و مردم چگونه با آن ارتباط گرفته اند.
پس از آن باریش سایدام نیز به ارائه توضیحاتی در خصوص این سیر تاریخی پرداخت و گفت: سینما به عنوان نمایش عمومی، نخستین بار در سال 1895 در پاریس آغاز به کار می کند و به فاصله ای بسیار کوتاه وارد خاک عثمانی می شود. برداشت عمومی این است که امپراطوری عثمانی در آن زمان یک سیستم بسته بوده است. پس این سوال مطرح می شود که چطور چنین ابزار مدرنی تنها پس از چند ماه به خاک این امپراطوری راه پیدا می کند؟ آن هم در دوره ای که تصویر و عکس در ابعاد وسیع ممنوع بوده است. چطور سینما وارد چنین جامعه ای می شود و مورد پذیرش کسانی قرار می گیرد که اکثریت آنها مسلمان هستند؟ اینها سوالات اساسی هستند که درباره دوره اول سینمای ترکیه قابل طرح هستند. 
وی اضافه کرد: استانبول در آن زمان یک شهر بزرگ و پل ارتباطی برای ورود به دیگر شهرهای بزرگ مانند قاهره بوده است. جایگاه این شهر به گونه ای بوده که اقلیت غیر مسلمان که در آنجا زندگی می کردند، توانستند ابزار سینما را به عثمانی بیاورند. البته پذیرفته شدن آن در جامعه عثمانی به این راحتی ها هم نبوده است چرا که در آن زمان در روزنامه ها سینما را به عنوان آخرین اختراع شیطانی اروپایی ها به مردم معرفی می کردند. در دوره ی عبدالحمید دوم، واردات تمام تجهیزات الکترونیکی به عثمانی ممنوع شده بود. در حالی که صنعت سینما توسط غیرمسلمانان به امپراطوری عثمانی وارد شد، اما گسترش آن در میان مسلمانان در ماه رمضان اتفاق افتاد؛ ماه رمضان دوره جشن و شادی و برگزاری نمایش های سنتی مانند سایه بازی بوده است. در این ماه پس از برگزاری این نمایش ها در سالن های تئاتر و قرائت خانه ها، فیلم های سینمایی نیز به عنوان آخرین هنر به نمایش در می آمدند. عکس العمل های مردم نسبت به آنچه روی پرده می گذشت نیز بسیار شدید بوده است. برخی افراد از ترس بیهوش می شدند و برخی دیگر می خواستند از سالن سینما بگریزند. آنها اولین بار بر روی پرده محل زندگی خود را دیدند و در عین حال مکان هایی را مشاهده کردند که هیچگاه امکان سفر به آنها را نداشتند. 
این منتقد سینمایی در پایان گفت: نکته ای که در این میان نباید فراموش شود این است که این فیلم ها توسط مردان سفیدپوست اروپایی ضبط شده بود و شرق شناسانه کاملا بر آنها حاکم است. گویی مردان سفیدپوست با ضبط این فیلم ها توانسته بودند شرق را مجددا فتح کنند. آنها تظاهر می کنند که آنچه ضبط کرده اند تصاویری واقعی از مردم آن دوران است، اما با کمی دقت متوجه می شویم که به آدمهای جلوی دوربین القا کرده اند که چه رفتاری از خود بروز دهند. اگرچه در این فیلم های آغازین می توانیم زیبایی های استانبول آن دوران را ببینیم، اما در عین حال سرنخ های بسیار مهمی نیز درباره سرآغاز سینما در ترکیه به دست می دهند. نکته مهم دیگر این است که در زمان جنگ جهانی اول که مردم نان و غذا هم ندارند، تنها در استانبول بیش از 30 سالن سینما وجود دارد. چطور اینهمه سالن سینما در دوران جنگ سر پا مانده و چه چیزهایی را نمایش می دادند؟ اکثر فیلم های به نمایش در آمده در راستای تبلیغات جنگی و حمایت از آلمان ها در جنگ و تهییج مردم برای حضور در جبهه ها بوده است. پس زمانی که به بررسی سرآغازهای سینما در ترکیه می پردازیم، لازم است بدون احساساتی شدن و بدون اینکه تسلیم این تصاویر شویم، با این سوالات اساسی سراغ آن برویم.
در بخش دیگری از این نشست حسین لاله با بیان اینکه سینمای ترکیه در ایران علاقمندانی جدی دارد گفت: یکی دیگر از شباهت های سینمای ترکیه و ایران به جریان های سینمایی آنها مربوط می شود. آن چیزی که در زبان فارسی به آن «فیلمفارسی» می گوییم در ترکیه نیز معادلی دارد و به آن «یشیلچان» می گویند. تمام حوادثی که در ملودرام های یشیلچان اتفاق می افتد، مانند «فیلمفارسی» است که در محله لاله زار تهران تولید می شد. یشیلچان نیز نام محله ای در استانبول است که کوچه پس کوچه های آن دقیقا شبیه لاله زار در تهران است. در ادامه می بینیم در ترکیه نیز جریان مدرن در اعتراض به یشیلچان شکل می گیرد که در آن شخصیتی مانند ییلماز گونی شاخص است. سینمای در مهاجرت نیز یکی دیگر از ویژگی های مشترک سینمای ایران و ترکیه است که به هر حال آنها هم بخشی از سینمای این کشورها محسوب می شود. امیدوارم با برگزاری چنین نشست هایی بتوان به بررسی دقیق تر جوانب مختلف سینمای این دو کشور پرداخت و شناخت دو طرف از همدیگر هرچه بیشتر شود.