دیدن توانایی‌های افراد دچار معلولیت در عوض نگاه دلسوزانه به آنها
Thursday, February 02, 2017

فیلم مستند «سارا» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه‌های مستند سینماتک خانه هنرمندان ایران که با همکاری انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند برگزار می‌شود سه‌شنبه 12 بهمن فیلم مستند «سارا» به کارگردانی هادی شریعتی در تالار استاد شهناز به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور فرشاد فدائیان، هادی شریعتی و پدرام اکبری برگزار شد.
در ابتدای این نشست اکبری به نگهداری حیوانات در درون خانه ها و برخی مشکلات ناشی از آن اشاره کرد و گفت: در گذشته عادت ورود حیوانات به محل زندگی انسان ها به این شکل وجود نداشت. در زندگی آپارتمان نشینی و با افزایش حس تنهایی افراد است که این همدمی با حیوانات بیشتر باب شده است. در مستند «سارا» شاهد یکی از اثرات سوء نگهداری گربه در فضای داخلی خانه هستیم؛ اینکه توکسی پلاسما چگونه باعث از دست رفتن قدرت بینایی یک کودک شده است. تدوین فیلم نیز بر عهده فرشاد فدائیان بوده که از معدود مستندسازان سینمایی ایران است که به خوبی با موسیقی و صدا آشناست.
در ادامه فدائیان در پاسخ به سوال اکبری در خصوص حس و حالش در زمان تدوین فیلم گفت: ما در فیلم «سارا» با یک امر واقع سر و کار داریم. زمانی که راش های فیلم را دیدم و با هادی صحبت کردم، به نظرم رسید که دختر او یعنی «ساره» از بسیاری از ما که قدرت بینایی داریم هم بیناتر است. این امر من را وا می داشت که در هنگام تدوین سعی کنم توانایی های او را بیرون بکشم، نه اینکه نگاهی دلسوزانه به او داشته باشم. در واقع به جای برخورد منفعل، تلاش کردم مثلث زیبایی که بین دختر و پدر و مادرش شکل گرفته را تصویر کنم. رویه تربیتی و انسانی این پدر و مادر نسبت به فرزندشان باعث شد که تدوین این کار را بپذیرم. هر سه نفر به لحاظ انسانی جذابیت هایی داشتند که به من اجازه داد به عنوان همکار در کنار آنها حضور داشته باشم. 
تدوینگر فیلم سپس در پاسخ به سوالی در مورد عدم وجود نقاط عطف در فیلم و نبود میزانسن در کار گفت: این مساله ای چالش برانگیز است که نیاز به بحث های مفصلی دارد. ما به عنوان تدوینگر و کارگردان فیلم جایگاهی برابر و 50-50 با مخاطب داریم. در واقع هر مخاطب برای خوانش کار، حقی 50 درصدی دارد و اینکه اثر را چطور قرائت کند به خودش مربوط است. مخاطب می تواند سناریوی فیلم را به هم ریخته و آن را از نو برای خود بسازد، وقتی اثر را ساختیم دیگر کار ما تمام شده است چه از فیلم تعریف کنند و چه بد بگویند. اما در مرحله ساخت، کارگردان و تدوینگر فیلم خود را می سازند، فارغ از اینکه دیگران خواهان چه چیزی هستند. از این رو ممکن است شما خاستگاه و نگاهی متفاوت در سینمای مستند داشته باشید و در این نقطه با هم به توافق نرسیم. باید بین امر واقع و واقعیت تمایز قائل باشیم و من در تمام فیلم هایی که ساخته ام درگیر این بوده ام که با امر واقع چه کنم. 
فدائیان افزود: به لحاظ ساختاری هم معتقدم نمی توان برای جذاب کردن فیلم مستند از مولفه های غیرمستند مثل درام پردازی و اوج و فرود در فیلم استفاده کرد. در اینصورت چنین فیلمی غیرمستند یا نهایتا نیمه مستند خواهد بود. فیلم مستند باید تمام مولفه های خود را از خودِ واقعیت بگیرد، نه از یک مدیا و زبان دیگر. شخصیت پردازی و میزانسن دادن کار سینمای مستند نیست. در واقع این موضوعات هستند که به ما میزانسن می دهند و این ما هستیم که باید دوربین به دست دنبال آنها بدویم، نه اینکه ما به آنها بگوییم چه کنند و بعد از آن فیلم بگیریم. در مستند «سارا» به گمان من وحدت موضوع و زمان و مکان شکل گرفته است. شاهد رشد طبیعی «ساره» هستیم و این اتفاق را در همان محدوده ای تصویر کرده ایم که آن رویه تربیتی اتفاق می افتد. اما نمی دانم چه لزومی دارد که در این فیلم از تعلیق استفاده کنیم تا به جذابیت آن افزوده شود.
در ادامه شریعتی در پاسخ به سوال اکبری در خصوص روند ساخت این اثر گفت: زمانی که چنین اتفاقی رخ می دهد و کودک شما بینایی اش را از دست می دهد، خیلی چیزها به هم می ریزد و اگر پختگی زوج نباشد، ممکن است اتفاقات بدی در زندگی افراد رخ دهد. در صورتی که چنین کودکی را پوئن منفی بدانید، در واقع به دست خود او را منزوی و از اجتماع دور کرده اید و این اتفاقی است که برای بسیاری از کودکان دچار ضعف بینایی رخ می دهد. ما چنین نگاهی را به زندگی خود راه ندادیم و به سمت اتفاقات خوب حرکت کردیم. ساخت فیلم هم در ابتدای امر برایم دشوار بود اما به تدریج و هر هفته به ضبط تصاویری دست زدم. در ابتدا رویکرد دیگری برای این فیلم داشتم ولی بعد از مونتاژ اولیه متوجه شدم این همان نگاه پر از اشکالی است که جامعه نسبت به کودکان نابینا دارد. پس تصمیم گرفتم آن را تغییر دهم و فیلمی بسازم که خود «ساره» از آن رضایت داشته و با واقعیت زندگی اش جور در بیاید. 
کارگردان فیلم افزود: این کودکان بخشی از جامعه هستند که ما آنها را خوب ندیده ایم. متاسفانه عنوانی به اسم «معلولیت» را در ذهن خود پرورش داده ایم و با همین عینک به افراد دچار مشکلات جسمانی نگاه می کنیم، در حالی که واقعیت چیز دیگری ست. اگر در دل فیلم مستند با امر واقع روبرو شوید، می بینید تعاریف ذهنی و تصور ما از نابینایی تا چه اندازه نادرست است. در کنار تمام سختی ها، لحظات شیرین و دوست داشتنی و ناشناخته فراوانی در زندگی این کودکان وجود دارد که تمام آن سختی ها را پشت سر می گذارد. خوشبختانه فدائیان به خوبی ما را در این مسیر فیلمسازی هدایت کرد و از همکاری با او بسیار خوشحالم. اگرچه در ابتدای فیلم اشاره ای به انتقال این بیماری توسط حیوانات خانگی داشته ایم، اما تلاش کردیم در این سطح باقی نمانیم و به مفهوم عمیق تری برسیم. البته خوب است مخاطبان بدانند «تورچ» یک سندروم و مجموعه ای از بیماری هاست که می تواند بر روی جنین انسان تاثیر بگذارد و ناقل آن هم گربه است. ما به شخصه در خانه خود گربه نداشتیم اما این ویروس می تواند از طریق گوشت، سبزی آلوده و.. به بدن انسان راه پیدا کند. به هر حال پرداختن دقیق به این سندروم، نیازمند ساخت یک فیلم مستند دیگر است. 
شریعتی در پایان گفت: ساخت این فیلم و نحوه تدوین آن یک چالش عمیق برای من و همسرم بود. اینکه آیا ساخت فیلم و ادامه آن منطقی است یا به «ساره» آسیب خواهد رساند؟ زمانی که نسخه اول فیلم را ساختم فهمیدم مسیر را اشتباه رفته ام و این فیلم من نیست. به درام و تعلیق و نقطه عطف آگاهم، اما چنین چیزهایی در این اثر نمی توانست جایی داشته باشد. صحبت با فدائیان دریچه ای تازه در این مسیر گشود و از این بعد در ساخت فیلم هایم همین نگاه را حفظ خواهم کرد؛ فیلمی که خاستگاهش مستند باشد و هیچ چیز دیگری از بیرون به آن تزریق نشده باشد. هرچند ممکن است مخاطب دوست داشته باشد با تعلیق و اوج و فرود مواجه شود، اما من نیز به ساخت چنین مستندهایی اعتقاد ندارم. مدیوم سینمای مستند را کاملا جدا از سینمای داستانی می دانم و باید به امر واقع وفادار ماند.