جلال مقدم در سینمای ایران قدر ندید
Wednesday, March 01, 2017

فیلم «فرار از تله» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و شصت و سومین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران که دوشنبه 9 اسفند در تالار استاد ناصری برگزار شد، فیلم «فرار از تله» به کارگردانی جلال مقدم به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور سعید قطبی زاده و علی علایی برگزار شد.
در ابتدای این نشست علایی به عوامل فیلم اشاره کرد و ضمن گرامیداشت یاد آنها به مرور کارنامه سینمایی جلال مقدم پرداخت؛ وی عمر فیلمسازی مقدم را کوتاه توصیف کرد و گفت: شاید نقش های جلال مقدم به عنوان بازیگر چندان مورد پسند ما نباشد اما بازی هایش در «سرب»، «هامون»، «سایه خیال»، «دلشدگان» و.. خاطره انگیز است. آشنایی او با فرخ غفاری در فیلمساز شدن مقدم تاثیر داشت و این در حالی بود که افراد دیگر فیلمنامه های او را رد کرده بودند. تنوع ژانری در کارهای او اهمیت زیادی دارد و تجربه های او در ساخت فیلم مستند، فیلم کوتاه، کار فنی در تلویزیون و.. همگی در رساندن او به این جایگاه موثر بوده اند. او زمانی که «آشیانه مهر» و «چمدان» را ساخت، ضربه شدیدی خورد و اتفاقاتی برایش رخ داد که او را به لحاظ روحی بهم ریخت و نتوانست به ساخت فیلم ادامه دهد.
پس از آن قطبی زاده با ابراز خشنودی از پخش فیلم «فرار از تله» در دوران کنونی گفت: «فرار از تله» به گمان من جزو 10 فیلم برتر تاریخ سینمای ایران است و در زمان خود فیلمی پیشرو محسوب می شده است. البته احترام ما نسبت به جلال مقدم تنها به دلیل ساخت این فیلم نیست؛ او شخصیت بزرگی بود اما نه آنقدر خوش شانس بود که در سینمای ایران نام آور شود و نه فرصتی برای او فراهم شد که آنچنان که باید در سینمای ایران بدرخشد. همان طور که فریدون گله، پرویز کیمیاوی، آربی اوانسیان و.. دچار همین شرایط شدند. مقدم آثار ناموفقی نیز در کارنامه خود دارد اما در آینه همین آثار نیز می توان یک پیکره ناب هنری و هویت مستقل او را مشاهده کرد.
وی ادامه داد: «فرار از تله» را می توان یک سینمای خودانگیخته توصیف کرد که نه به جریان روشنفکری نوظهور دهه 40 وصل است و نه وامدار الگوهای سینمای تجاری ایران، شاید بتوان گفت او مسیر سومی در سینمای ایران گشود. مقدم از آن دسته کارگردان هایی بود که سینما را از خود سینما و با فیلم دیدن آموخته اند. در این فیلم می توان به مثلثی اشاره کرد که اضلاعش ناتورالیسم، اکسپرسیونیسم و نوآر هستند، اما حتی این جنبه های فیلم نیز به شکل طبیعی در دل فیلم جای گرفته اند و حالت متظاهرانه و خودنمایانه ندارند. مقدم شخصیتی ماجراجو، سودایی و عاشق بود که نه امکان فعالیت در سینمای ایران داشت و نه تحصیلاتی که به او در مسیر کمک کند. او آنقدر شیفته وار سینما را دیده و آموخته بود که وقتی فیلم می سازد نیز فیلم های مورد علاقه اش را بازسازی می کند، همانطور که کسی مانند تارانتینو در سینمای چهان اینگونه عمل می کند.
این منتقد سینمایی سپس به شخصیت پردازی در فیلم «فرار از تله» پرداخت و گفت: شخصیت پردازی های فیلم بدون در نظر گرفتن وجوه روانشناختی صورت گرفته است. معمولا در شخصیت پردازی درگیر روانشناسی شده و برای اهمیت بخشیدن به افراد مدام به سراغ پیچیدگی هایی می رویم که گویی پنهان شده و در رفتارهای آنی افراد قابل دیدن نیستند. اما این فیلم نمونه ای کم نظیر در سینمای ایران است که شخصیت مرتضی را می توان صرفا به واسطه علاقه ای که به شخصیت زن فیلم دارد بازشناسی کرد، بدون اینکه وجوه عمیق دیگری در کار باشد. این امر به شکل آگاهانه در فیلم طراحی و ترسیم شده و این کار بسیار دشواری است که مقدم به خوبی از پس آن برآمده است. شخصیت مرتضی آنقدر خوب در قصه ی فیلم دراماتیزه شده که موتور پیش برنده آن نیز محسوب می شود.
قطبی زاده افزود: در مصاحبه ای که جلال مقدم با مجله فیلم داشت، با ویژگی دوگانه مواجهیم؛ از یکسو مقاومتی لجوجانه در برابر برخی صداها، جریان ها و تحولات در تاریخ سینما دارد. به عنوان مثال با تحقیر اسم کوروساوا را به زبان می آورد، در حالیکه مشخصا شناختی نسبت به او نداشت. جدا از این تظاهرات جزم اندیشانه، عشقی آتشین نیز نسبت به سینمای آمریکا داشت. مقدم جزو نسلی بود که هالیوود را آینه تمام نمای سینما می دانست و از آن سینما را آموخته بود. اما نکته مهم این است که او بخشی از سینمای آمریکا را خوب فهمیده بود که جزو مدل عامه پسند، تجاری و سهل الوصول محسوب نمی شود بلکه در خود آمریکا نیز به نوعی مهجور مانده است. مثلا آن نوع تجربه گرایی جان هیوستون که در «جنگل آسفالت» می بینیم یا نوآرهای کلاسیک آنتونی مان. 
وی ادامه داد: وجه بارز سینمای مقدم این است که در عین شیفتگی نسبت به سینمای آمریکا، قادر است در هنگام فیلمسازی خود را با شرایط بومی ایران انطباق دهد. اگر به معماری در سینمای ایران فکر کنیم، «فرار از تله» و «دشنه» پیش از دیگر فیلم ها به ذهن ما خطور می کنند. باید به این قضیه فکر کرد که چه ویژگی در معماری شهر دزفول وجود دارد که «فرار از تله» را به لحاظ ترکیب و هندسه از دیگر فیلم های هم عصر خود متمایز می کند. شخصیت مرتضی در دل ساختار تپه ماهوری دزفول است که می تواند اینگونه تاثیرگذار عمل کند. صحنه های تعقیب و گریز در فیلم، به خصوص آنجا که شکل نامحسوس دارد، تنها در چنین معماری امکان پیدا می کند. در واقع دریافت های مقدم از سینمای آمریکا، در اینجا در انطباق با معماری بومی دزفول اجرا شده است. این نشان دهنده فیلمساز با هویتی است که هر آنچه یاد گرفته را بومی می کند به نحوی که در مناسبات روزمره ما معنادار باشد. 
قطبی زاده در پایان گفت: تیپ سازی های مقدم و تصویری که از قهرمان شکست خورده فیلم ارائه می دهد، به شکل نمادین جامعه ای رو به اضمحلال را به ما معرفی می کند، همانگونه که در فیلم نوآر شاهد آن هستیم. طعنه های سیاسی را نیز می توان مشاهده کرد، به خصوص در بخش پایانی فیلم که از لحن خود هم خارج شده و حالتی فانتزی پیدا می کند؛ اشاره به بحث شکاف طبقاتی و نقش تعیین کننده پول در زندگی انسان ها که عشق و اخلاق را نیز می بلعد. انتخاب لوکیشن هایی که در پس زمینه آن چاههای نفت و مشعل های گاز را می بینیم نیز در همین راستا انجام شده است.