«نه» انحرافی ست از سنت فیلمسازی درباره مبارزات سیاسی و مدنی
Wednesday, May 03, 2017

فیلم «نه» در خانه هنرمندان ایران به نمایش در آمد.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه های سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 11 اردیبهشت فیلم «نه» به کارگردانی پابلو لارین در تالار استاد ناصری به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور نوید پورمحمدرضا برگزار شد. منتقد برنامه ضمن پرداختن به سنت فیلم هایی که در خصوص مبارزات سیاسی و مدنی ساخته می شوند، فیلم «نه» را یک «انحراف معیار» از این سنت فیلمسازی توصیف کرد.
پورمحمدرضا در ابتدای این نشست گفت: در تاریخ سینما فیلم های زیادی راجع به انقلاب ها، مبارزات سیاسی، تظاهرات ها و.. ساخته شده است. فیلم های تولیدی در زمینه تاریخ معاصر شیلی و مبارزات آلنده نیز کم نیستند. در بررسی فیلم «نه» باید ببینیم این فیلم در کجای چنین سنت فیلمسازی جای می گیرد. یکی از ویژگی های این سنت فیلمسازی، اتخاذ زاویه دانای کل برای به تصویر کشیدن اتفاقات رخ داده است؛ به عنوان مثال در فیلم با کاراکتری همراه می شویم که از آگاهی نامتناهی برخوردار است و اوست که به ما می گوید این اتفاقات به چه شکلی رخ داده است. این زاویه دید، نوعی پرسپکتیو و مختصات مکانی/زمانی در اختیار مخاطبانی قرار می دهد که 99 درصد آنها احتمالا نه در آن دوران زیسته اند و نه آن را به چشم دیده اند. چنین پرسپکتیوی، مخاطب را در موضعی آگاه و برتر قرار می دهد.
وی سپس به دیدگاه نظریه پردازن در خصوص اتخاذ چنین رویکردی اشاره کرد و گفت: برخی از نظریه پردازان سینما معتقدند با این کار، در واقع سینماست که تبدیل به آبشخور تاریخ می شود و نه برعکس. در واقع ما تاریخ را نمی خوانیم که سراغ فیلمسازی برویم، بلکه فیلم می بینیم تا متوجه شویم در تاریخ چه گذشته است. تحریف ها، نادیده گرفتن ها، اهمیت دادن به برخی مسائل و کمرنگ کردن برخی دیگر و.. برای مورخین امری نگران کننده است. در واقع در چنین مواجهه ای، تاریخ توسط مخاطب احیا و بازخوانی می شود. برای نمونه، بخش عمده آگاهی مردم در مورد جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان، بیشتر از مطالعه کتاب، از مشاهده فیلم هایی سینمایی حاصل شده است. در چنین وضعیتی فیلمی مانند «فهرست شیندلر» نقشی مهم تر از کتاب های معتبر تاریخی بازی می کند. بدین معنا، رابطه میان سینما و تاریخ از جایی به بعد قلب شده، تاریخ را از مجرای سینما می خوانیم و این حافظه دیداری و شنیداری ماست که با تماشای فیلم ها فربه می شود. 
این منتقد سینمایی در توصیف دیگر ویژگی این سنت فیلمسازی اظهار داشت: زمانی که بخواهید مخاطب را در موقعیت سوژه آگاه قرار دهید، باید امکان هرچه بیشتر دیدن و لمس وقایع و جزئیات را برای او فراهم کنید. استراتژی فیلم «فهرست شیندلر» چیزی به جز بیش دیدن و سیراب کردن عطشِ دیدن نیست. رنج ها و اشک های یهودیان به دقیق ترین شکل تصویر شده و بدین ترتیب پانوراما و نگاهی فراگیر برای ما ترسیم می شود که کنجکاوی های مخاطب را پاسخ می گوید. قرار گرفتن مخاطب در موضع برترِ سوژه ی آگاه، هچنین موجب قسمی همدلی و دلسوزی از جانب او می شود. در چنین فیلم هایی، هاله ای قدسی حول مبارزات شکل می گیرد که حس احترام مخاطب را برمی انگیزد. آرمان، برابری، اتحاد، مبارزه و.. همگی کلید واژه ها و مفاهیمی والا و احترام برانگیز هستند. پس بطور کلی می توان گفت در این سنت فیلمسازی شاهد ویژگی هایی همچون بیش دیدن، نگاه فراگیر و برانگیختن حس احترام و همدلی مخاطب هستیم.
پورمحمدرضا سپس به توصیف آنچه پرداخت که «انحراف» فیلم «نه» از این سنت فیلمسازی می نامید: فیلم «نه» در عوض یک پرسپکتیو کلان، زاویه دید محدودی دارد. در اینجا به ندرت شاهد نماهای لانگ شاتی هستیم که کلیت ماجرا را ترسیم کنند. اطلاعات ارائه شده در ابتدای فیلم نیز محدود است و صرفا متوجه می شویم یک همه پرسی در کار است و مخالفان پینوشه سه هفته برای تبلیغات زمان دارند. در ادامه با قابی بسته همراه می شویم که نقطه نظر یک طراح تبلیغاتی و همکار بالادست او را تصویر می کند. نقطه نظر شخصیت «گارسیا برنال» همان نقطه نظر اخلاقی فیلم است و زاویه دید همکار و رئیس او، نقطه نظر روایی فیلم محسوب می شود. در واقع صرفا با همراهی دو کاراکتر قرار است متوجه شویم در آن بازه زمانی چه اتفاقاتی رخ داده است. نقطه نظر «گارسیا» نیز حالتی متزلزل، گیج و شخصی دارد؛ پدر او از مبارزان چپ که در تصفیه های دوران پینوشه نابود شده است، اما خودِ «گارسیا» حساسیت تاریخی خاصی ندارد و درگیر چنین مبارزاتی نیست. فیلم از این جهت مورد انتقاد کسانی قرار گرفته که معتقدند نمی توان در برابر خشونت های حکومت پینوشه، موضعی بی طرف و خنثی اتخاذ کرد.
وی اضافه کرد: به هر حال در فیلم لحظاتی تعبیه شده که «گارسیا» از طریق آنها به کمپین مبارزاتی «نه» می پیوندد. اما او در این شرایط هم چندان به استراتژی نیروهای چپ آگاه نیست و قصد دارد یک استراتژی تبلیغاتی پاپ و مبتنی بر شادی برای شکست پینوشه در پیش بگیرد. به هر حال ما از همین زاویه دید محدود است که با این مبارزات مواجه می شویم و جایگاهی همه بین و فراگیر به مخاطب داده نمی شود. این یک انحراف مهم از آن سنت فیلمسازی محسوب می شود. همانطور که اشاره شد، یک ویژگی دیگر چنین سنتی، ایجاد هاله ای قدسی حول مبارزاتی است که اعتبار خود را از مفهوم «مردم» و «خلق» می گیرند. مردم پای ثابت مبارزات تصویر شده هستند و تجمعات مردمی احترام برانگیز است. اما در این فیلم، پیشینه شغلی «گارسیا» عملا مانع از شکل گیری امر قدسی مرتبط با آرمان های مردمی می شود؛ در فیلم «نه»، برکناری پینوشه نه از خلال مطالبات خلق و امیدها و آرمان های آنها، بلکه از طریق ساخت فیلم های تبلیغاتی تلویزیونی تصویر می شود. حتی این فیلم های تبلیغاتی را هم در تلویزیون می بینیم و ما مخاطب دست دوم آن هستیم. حذف سوژه های تاریخی از فرآیند سرنگونی پینوشه، موجب انتقادات زیادی به فیلم شده است.
منتقد سینمایی برنامه در توضیح انتقادات مطرح شده گفت: منتقدان اهل شیلی به غیاب مردم در این فیلم که آن را مستند می دانند، اعتراض دارند. به اینکه نقش مردم در آن همه پرسی بسیار بیشتر از نقش این فیلم های تبلیغاتی بوده است. پابلو لارین نیز به شکلی هوشمندانه در پاسخ به آنها گفته که این فیلم یک مستندنگاری از وقایع خیابانی آن دوره نیست. بلکه به اهمیت استراتژی تبلیغاتی در آن دوره و نقش تلویزیونی می پردازد. در واقع نقشی که امروز شبکه های اجتماعی در مبارزات سیاسی بازی می کنند، در دهه 80 میلادی بر عهده تلویزیون و صنعت ویدئوکلیپ سازی و تبلیغات بوده است. در فیلم «نه» می بینیم که چگونه امر سیاسی از پشت درهای بسته احزاب خارج شده و به مساله ای عمومی و رسانه ای تبدیل می شود. تا پیش از این دوران، بازتاب رسانه ای مسائل سیاسی نهایتا در روزنامه ها صورت می گرفت. فیلم نیز به شکلی هوشمندانه همین رسانه ای شدن امر سیاسی را پررنگ کرده است. 
پورمحمدرضا ادامه داد: ساز و کار روایی فیلم پیچده است و ما اتفاقات را از خلال یک سری میانجی دنبال می کنیم. پایان بندی فیلم نیز در تداوم همین منطق است. فیلم به سرنوشت انقلاب شیلی و پینوشه نمی پردازد و چیزی از سرانجام فاتحان نیز نمی بینیم. فیلم تا جایی ادامه دارد که ماموریت نقطه نظر اخلاقی و روایی فیلم به پایان می رسد. «گارسیا» و همکار بالادستی اش در ابتدای فیلم مشغول کار تبلیغاتی برای فروش هرچه بیشتر محصولات خود هستند، در ادامه هر کدام به یکی از دو کمپین مخالف و موافق پینوشه می پیوندند و در پایان باز هم به کار قبلی خود با سازوکاری سرمایه دارانه برمی گردند. این نقطه پارادوکسیکال قضیه است که «گارسیا» به کاری مشغول است که کمپین «نه» در اعتراض به آن شکل گرفته است. «گارسیا» نه از دستاورد تاریخی چنین کمپینی آگاه است و نه به دنبال سهم خواهی از آن است. 
وی در پایان به تشریح «چرخه روایی» فیلم پرداخت و گفت: در چرخه روایی فیلم می بینیم چگونه های سوژه های از زیست روزمره خود وارد یک زندگیِ رخدادگون شده و تبدیل به سوژه های تاریخی می شوند، و در پایان نیز به زندگی روزمره خود بازمی گردند. در لحظه آغاز هر مبارزه سیاسی و مدنی، زیست روزمره به تعلیق در آمده و افراد درگیر وقایع انقلابی و مبارزاتی می شوند. فیلم «نه» اگرچه روی آحاد مردم تمرکز ندارد، اما با تمرکز روی این دو سوژه می کوشد چنین چرخه ای را ترسیم کند؛ افراد با تمامی تب و تاب ها و شور و سرخوردگی ها و تلاطمات آن لحظه ی تاریخی، پس از به سرانجام رسیدن انقلاب وارد زیست روزمره خود می شوند. به طور می توان گفت فیلم «نه» یک آلترناتیو برای سنت فیلمسازی ای محسوب می شود که در آن شاهد یک پرسپکتیو عام و کلی از وقایع و حضور آحاد مردم هستیم. فیلم به واسطه دو قاب محدود با دو نقطه نظر اخلاقی و روایی پیش می رود؛ در لحظه ی رخداد، افراد از زندگی روزمره فاصله گرفته و پس از چشیدن لذت انقلاب دوباره به زیست روزمره خود بازمی گردند.