ماتیاس پینیرو شکل جدیدی از روایت سینمایی را خلق کرده است
Tuesday, May 09, 2017

فیلم «وایولا» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه‌های سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 18 اردیبهشت فیلم «وایولا» به کارگردانی ماتیاس پینیرو در تالار استاد ناصری به روی پرده رفت. در ادامه نیز حسین عیدی زاده به نقد و بررسی فیلم پرداخت.
عیدی زاده در خصوص نحوه سینمای پینیرو گفت: این کارگردان در واقع شکل جدیدی از روایت را در سینما خلق کرده است. پینیرو با وجود سن پایین، سینمای عجیبی دارد که در آن چندان اهمیتی به زمان نمی دهد. این تجربه عجیب البته در سینمای آرژانتین تنها نمونه محسوب نمی شود، اما بنا به دلایل مختلف آشنایی کمی با سینمای آرژانتین داریم. به عنوان مثال در فیلم «ریش آبی» اثر گاستون سولنیکی که سال گذشته تولید شد نیز شاهد تکه هایی پراکنده از زندگی دخترانی جوان بودیم؛ فیلمی درباره بحران هویت نوجوانان و جوانانی که هر کدام در مرحله ای از زندگی خود به سر می برند.
وی ادامه داد: بطور کلی می توان گفت رویکرد این فیلمسازان به گونه ای ست که حتی نظاره گر نیز نیستند؛ بلکه قطعاتی پراکنده از تجربه های شخصیت های دیده نشده در جامعه را روایت می کنند. فیلم های آنها داری ویژگی هایی همچون مدت زمان کوتاه، تعداد بالای کات، کلوزآپ های فراوان و.. است. همین ویژگی ها باعث می شود برقراری ارتباط با آنها تا حدودی دشوار شود.
این منتقد سینمایی درباره فیلم «وایولا» گفت: این فیلم را می توان تجربه ای نو از آوردن شکسپیر به زمان حال توصیف کرد. اگر زن ها در نمایشنامه های شکسپیر آزاد و خارج از دید مردانه نیستند، در اینجا آنها در روزمرگی دوران کنونی تصویر شده اند. اما اساسا با قطعیت تمام نمی توان در مورد فیلم قضاوت کرد و گذشت زمان جایگاه واقعی آن را مشخص خواهد کرد. «وایولا» روی مرز حرکت می کند و هر مخاطبی ممکن است بخش هایی از فیلم را بپسندد. چنین رویکردی در دیگر فیلم های این کارگردان نیز قابل ردیابی است؛ پینیرو به دنبال روانشناسی شخصیت های فیلم هایش نیست و برداشت ما از هر کدامشان، صرفا بر اساس حرفهای آنها شکل می گیرد. نه از قبل و نه از بعد شخصیت ها چیزی نمی دانیم و نمی شود به آنها نزدیک شد. او آنقدر میان تماشاگر و شخصیت ها فاصله می اندازد که عملا چیز خاصی بین آنها شکل نمی گیرد. ضمن اینکه دیالوگ های فیلم زیاد است و تماشای فیلم با زیرنویس موجب از دست رفتن بسیاری تصاویر می شود.
عیدی زاده افزود: پینیرو حرفه خودش را فیلمسازی نمی داند. او در دانشگاه سینما تدریس می کند و شاهد نقدهای سینمایی او در وبسایتی مانند film comment هم هستیم. فیلم هایش را با گروهی از دوستانش می سازد و بنابراین وقتی به سراغ سینما می رود، دغدغه گیشه و تامین هزینه ندارد. فیلم های پینیرو اگرچه حالتی رئالیستی و بداهه گونه دارند، اما از دل فیلمنامه هایی بسیار دقیق بیرون آمده است. بازیگران فیلم هایش نیز بازیگران حرفه ای تئاتر هستند و دیالوگ های نوشته شده را به شکلی دقیق در فیلم بیان می کنند.
وی ادامه داد: پینیرو سینما را در تجربه های مختلف پیگیری می کند و می توان گفت سینما را به چشم یک بازی می بیند. به عنوان مثال دیالوگ های بسیار زیاد در مدت زمان کوتاه فیلم، کلوزآپ های فراوان و بازی با فلو و فوکوس تصویر، دیالوگ های تکراری و.. او به این ترتیب درکش از نسل جوان سرخوش و کارهای بی سرانجام آنها را تصویر می کند. پینیرو به صورت جسته گریخته تحت تاثیر چند فیلمساز بزرگ تاریخ سینماست؛ از لحاظ کار با یک گروه مشخص متاثر از فاسبیندر است، به لحاظ تغییر زاویه دید از اریک رومر و هیچکاک تاثیر پذیرفته، ورود رویا به یک فیلم رئالیستی را از بونوئل وام گرفته و.. منتقدان سینمایی پس از نمایش فیلم های پینیرو در جشنواره های فیلم کره و لوکارنو، او را نفسی تازه در سینمای آرژانتین دانسته اند.
عیدی زاده در پایان درباره آنچه «سینمای هنری» در مقابل «سینمای گیشه» نامیده می شود گفت: امروزه چیزی به نام «سینمای هنری» باب شده که برای مخاطب خاص و به صورت نخبه گرایانه ساخته می شود. در این سینما توجه چندانی به اصول تجاری داده نمی شود، هرچند ممکن است فروش خوبی نیز داشته باشند. در این سینما شاهد تجربه هایی هستیم که در سینمای قصه گوی تجاری دیده نمی شود. اما هر فیلم به اصطلاح «هنری» لزوما فیلم خوبی نیست و هر فیلم داستانی نیز الزاما تجاری نیست. در واقع این اسم گذاری ها صرفا به ما کمک می کند با یکسری طبقه بندی ها، راحت تر بتوانیم در مورد فیلم های مختلف صحبت کنیم. فیلم «وایولا» هم به هر حال یک قصه دارد که می شود آن را به شکل یک درام پر افت و خیز ساخت، اما کارگردان ترجیح داده آن را به اینصورت بسازد.