قلب «اسفندیار» در خانه هنرمندان برای فرهنگ و هنر می تپد
Monday, May 15, 2017

کمتر کسی است که دردو دهه اخیر برای یک بارهم شده گذرش به خانه هنرمندان ایران افتاده باشد و اسفندیار نظرش را جلب نکرده باشد. اسفندیار با دو چشم بزرگ و منتظرش در بدو امر بدون آن که سخن بگوید به بازدیدکنندگان خانه هنرمندان سلام می دهد.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، اسفندیار13سال است که در ورودی خانه هنرمندان ایران چنان استوار وبا صلابت ایستاده است که مخاطبان پرو پا قرص خانه هرگز نمی تواند تصور کنند که در بعدازظهر دل انگیزی که قدم به فضای داخلی خانه هنرمندان می گذارند او به آن ها خیر مقدم نگوید.
بی شک باید ازاو به عنوان یکی از راویان خاموش خانه هنرمندان ایران یاد کنیم، او در تمام این سال ها تنها با نگاه نافذ و جست وجوگرش حضور گرم بسیاری ازاهالی فرهنگ و هنر را دنبال کرده است و در خلوت و سکوت همیشگی اش خاطرات آن ها را مرور کرده است. چه عصرها که دلش هوای عطرخوشایند هنرمندی را کرده است که در سرسرای خانه هنرمندان بپیچد و با لب خندی مهربان به او سلام بگوید و یا دست گرم کودکی بازیگوش که سر و گردنش را نوازش کند.
اسفندیار پسر گشتاسپ و کتایون  و نوهٔ لهراسب، شاهزاده کیانی درتاریخ اسطوره ای و حماسی ما جایگاه ویژه ای دارد و درشمار قهرمانان دین زرتشتی است که ما بیشتر او را به خاطر نبرد سوگ برانگیزش با رستم دستان می شناسیم. او در کودکی درآب مقدس شست‌وشو داده شده و تنها چشمانش آسیب پذیر باقی ماند.
اسفندیار درنبرد با ارجاسب فرماندهی سپاه گشتاسب را برعهده داشت، و پیروز نزد پدر برگشت اما «گرزم»، پادشاه را علیه اسفندیار شورانید؛ چنان‌که دستور داد اسفندیار را در دز گنبدان زندانی کنند. اسفندیار توسط  رستم با رهنمایی سیمرغ با تیردرخت گز که به چشمانش برخورد کرد کشته شد.

اما جمشید مرادیان هنرمند مجسمه سازی که سال هاست که تمرکزش را بر روی ساخت مجسمه های چوبی گذاشته و دلبسته اسطوره هاست، سرنوشت دیگری برای اسفندیار رقم زده است او به نوعی با ساخت اسفندیاری که به جای چشمانش گل میخ گذاشته است برعلیه سنت های کهن شوریده و به جنگ تاریخی رفته. شايد اگربه جاي پاشنه آشيل چشماني آهنين داشت، سرنوشت شرق به گونه‌اي ديگر رقم زده مي‌شد. تاریخی که در آن همواره پدرها پسرهایشان را می کشند و سنت بر تجدد خواهی پیروز می شود.
مرادیان در واقع با گل میخ هایی که به جای چشم های اسفندیار کار گذاشته او را رویین تن کرده تا رستم با نیرنگ سیمرغ نتواند تیر را به سوی چشمان اسفندیار پرتاب کند و پایان تراژیکی برای این قهرمان اسطوره ای رقم بزند.
این دومین مجسمه اسفندیاری است که جمشید مرادیان در سال 1383 برای شرکت در نمایشگاه گروهی پرتره در خانه هنرمندان ساخته است و پس پایان نمایشگاه اسفندیار تصمیم گرفت که در خانه هنرمندان ایران بماند. این مجسمه را مرادیان با چشم درخت افرا در ابعاد 100 در 200 سانتیمتر ساخته است.
مرادیان تاکنون سه اسفندیاردیگرنیزساخته است، نخستین اسفندیار دراکسپوی تالار وحدت به فروش رفت و مرادیان دراین سال ها خبری از سرنوشت او ندارد. دومین اسفندیار را درسمپوزیومی در سال 2004 در ورنای ایتالیا ساخت. سومین مجسمه نیز درخت خشکیده ای نه متری بود در باغ موزه دکتر حسابی که مرادیان با چکش و تیشه اش به کالبد مرده آن جان دوباره ای بخشید و اسفندیار با قامتی استوار در دل خاک از درون آن متولد شد. 
جمشید مرادیان متولد سال ۱۳۳۰ در تهران و دانش آموخته رشته مجسمه سازى دانشگاه سوره است و تاکنون در سمپوزیوم های مجسمه سازی متعددی شرکت کرده است و آثارش در نمایشگاه گروهی متعددی نیز در معرض دید علاقه مندان گذاشته شده است.