مجید رجبی معمار: ایرج انواری یکی از به‌نام‌ترین استادان گرافیک ایران بود
Tuesday, June 13, 2017

مراسم یادبود هنرمند و استاد فقید «ایرج انواری» با حضور جمعه از هنرمندان، دوستان و شاگردان این هنرمند برجسته دوشنبه 22 خرداد در تالار شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد. 
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ابتدای این مراسم مجید رجبی معمار، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران گفت: متاسفانه من پیش از درگذشت ایرج انواری با این هنرمند فقید آشنایی نداشتم اما آن چه در این مدت کوتاه که از فقدان او می گذرد از دوستانش شنیده ام، جز نیکی نبوده است و بسیار متاسف و اندوهگینم که خانواده هنرمندان چنین انسان فرزانه ای را از دست داده است. ایرج انواری یکی از به نام ترین استادان گرافیک در ایران بود.
در ادامه این مراسم «ابراهیم حقیقی» رئیس انجمن طراحان گرافیک ایران گفت: ایرج انواری از جمله کسانی بود که بلد بود خوب زندگی کند و خوب زندگی کردن را نیز به شاگردان آموزش بدهد. او سهم بزرگی بر گردن گرافیک و گرافیست ها دارد و بخش بزرگی از گرافیست های امروز از شاگردان او به شمار می روند.
او ادامه داد: سال گذشته از سوی انجمن طراحان گرافیک کارت عضویت افتخاری انجمن به ایرج انواری اهدا شد و جا دارد امشب در این مراسم مدارک عضویت افتخاری او را در موزه گرافیک بگذاریم تا در این موزه برای همیشه به یادگار بماند. در ادامه مراسم حقیقی مدارک عضویت ایرج انواری را در اختیار مجید بلوچ که بیش از 20 سال است مسولیت کارهای موزه گرافیک را انجام می دهد، گذاشت.
در بخش دیگری از این مراسم بهرام کلهرنیا با بیان این مطلب که هیچ وقت شاگرد ایرج انواری نبوده است گفت: من در دانشکده هنرهای تزئینی شانس این را نداشتم که شاگرد انواری باشم اما خیلی زود دوستی میان ما شکل گرفت که این دوستی تا پایان عمر او تداوم داشت.
به گفته کلهرنیا، انواری با روحیه نازک بین و نوجویانه ای که داشت توانست موجد تحول در رشته گرافیک و آموزش آن شود. او قلبش همیشه برای زندگی می تپید و همیشه کارهای متعددی برای انجام دادن داشت.
او با اشاره به روحیه نکته سنج و طنز انواری گفت: انوری با یک جمله کوتاه می توانست چنان نیشتری به موجودیت ما (انسان) بزند که تا مدت ها به فکر فرو رویم. او انسان بزرگ و صاحب اندیشه ای بود و خدماتش هرگز از خاطر ما نخواهد رفت. 
کلهرنیا در بخش دیگر سخنان خود به ذکر خاطره در دوران تحصیلش در محضر استادان به نامی چون لیلیت تریان و حسین کاظمی پرداخت.
 در بخش دیگر این مراسم لیلیت تریان در سخنان بسیار کوتاهی یادی از حسین کاظمی کرد و گفت: اگر دانشکده ای به نام هنرهای زیبا برپا شد و این دانشکده فرصتی شد که همه ما دور هم جمع شویم همه را مدیون حسین کاظمی هستیم یاد و نامش گرامی باد.
در بخش دیگر مراسم آرش بذرطالعی از شاگردان ایرج انوری چند خاطره از استادش را که مکتوب کرده بود برای حاضران خواند.
احمد انواری پسر ایرج انورای نیز در بخش پایانی مراسم ضمن قدردانی از نهادهایی چون خانه هنرمندان، انجمن طراحان گرافیک، مدرسه ویژه و موزه گرافیک و افرادی که در سال های پایانی عمر پدرش از او حمایت کرده اند قدردانی کرد و گفت: از 10 سال پیش بیماری پدرم مشخص شد و در این 10 سال هرگز دوستان و شاگردانش او را تنها نگذاشتند و با حضور پیوسته شان سال ها و روزهای پایانی عمر پدرم را دلپذیر کردند هر چند که تشکرهای من نمی تواند قدردانی کوچکی از همراهی آن ها باشد.
او در بخش پایانی سخنان خود دلنوشته کوتاهی که منیژه اساسی پرستار پدرش که در سال های پایانی عمرش از او مراقبت کرده بود را برای حاضران خواند.
اجرای این مراسم را اصغر رحیمی برعهده داشت و در بخش پایانی این مراسم غزلی را که به یاد این هنرمند فقید سروده بود خواند و دست نوشته آن را تقدیم پسر ایرج انواری کرد.
در بخش دیگر این مراسم رسول رخشا  گفت: در این سال ها در سکوت و تنهایی رفتن آدم های قبیله هنر ذهن مرا مکدر کرده است و یکی از این افراد ایرج انواری است. من هرگز شاگر او نبوده ام و واسطه آشنایی من با او گفت وگویی با هوشنگ کاظمی در استرالیا باز می گردد و زمینه آشنایی ما را در ایران امیر وحید سعیدی فرد در ایران فراهم کرد و گفت وگو درباره هوشنگ کاظمی زمینه ای را فراهم کرد که رفاقتی میان ما شکل گیرد.
او در بخش دیگری از سخنان خود متنی که برای ایرج انواری نوشته بود را خواند و در ادامه چند شعر این هنرمند فقید را برای حاضران خواند. شعرهایی که به قول رخشا اگر عباس کیارستمی زنده بود حتما خوشش می آمد.
ایرج انواری از استادان برجسته طراحی گرافیک بود که از سه ماه پیش به دلیل وخامت بیماری پارکینسون در بیمارستان بستری بود و در نهایت صبح روز دوشنبه ۱۵ خرداد در بیمارستان چشم از دنیا فروبست.
ایرج انواری از دانش آموختگان دانشکده تزئینی در رشته چاپ و نگارش بود. او پس از آن در مدرسه آردکو پاریس به ادامه تحصیل روی آورد و با گرافیک روز دنیا آشنا شد. سپس در بازگشت به ایران در دانشکده سابق خود به امر آموزش پرداخت و در به روز سازی طرح دروس قدیمی گرافیک همت گمارد.