خسرو سینایی: تلاش ما برای خلق یک سینمای مستقل شکست خورد
Tuesday, June 13, 2017

فیلم «زنده باد» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و هشتاد و یکمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 22 خرداد فیلم «زنده باد» اثر خسرو سینایی در تالار استاد ناصری به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور خسرو سینایی، عزیزالله حاجی مشهدی و کیوان کثیریان برگزار شد.
در ابتدای این نشست سینایی در پاسخ به سوال کثیریان در خصوص دشواری‌های ساخت فیلم در ایام انقلاب گفت: مدت‌ها به‌دنبال آن بودیم که سینمایی مستقل داشته باشیم که نه به بازار و نه به سیستم تکیه نداشته باشد. فیلم‌هایی بسازیم که در عین برقراری ارتباط با مخاطب در داخل کشور، موجبات کسب اعتبار برای سینمای ایران در خارج کشور را هم فراهم کند. مدت‌ها با دوستان خود مشغول ساخت فیلم‌های کوتاه و به فکر تامین مالی برای فیلم سینمایی بودیم. این مساله با تحرکات ایام انقلاب هم‌زمان شد. در نهایت فیلمبرداری «زنده باد» را در خرداد 58 آغاز کردیم و کار در منزل پدری و با حضور دخترانم انجام شد. در واقع امکانات ما ناچیز بود اما با دیدن تحرکات انقلابی، احساس کردم که باید به این موقعیت خاص تاریخی پرداخت.
کارگردان «مرثیه گمشده» ادامه داد: فیلم ساخته شد و در سال 1980 به‌عنوان نماینده ایران در جشنواره کارلووی واری شرکت کرد و موفق به کسب جایزه شد. پس از بازگشت به ایران توانستیم به مدت 4 روز فیلم را اکران کنیم اما شرایط سینماها به‌گونه‌ای بود که نمایش فیلم متوقف و در واقع فیلم نابود شد. به هر حال در آن زمان متوجه شدم داشتن سینمای مستقل چه مصائبی دارد و البته صلاح نیست در اینجا در مورد آن حرف بزنم. خوشحالم که پس از حدود 40 سال امروز فیلم را دیدیم، اگرچه بسیاری از دوستان حاضر در فیلم اکنون در میان ما نیستند. برای کسانی که فضای آن زمان را به خاطر دارند، فیلم می‌تواند یادآور آن دوره خاص باشد.
پس از آن حاجی مشهدی «زنده باد» را فیلمی خوش‌ساخت توصیف کرد و گفت: سینایی و همکارانش به نحوی ارادی و با تمهیدات آگاهانه قصد داشته‌اند فیلمی مستقل بسازند. نشانه‌های این امر از جمله تیتراژ ساده اول فیلم را می‌توان به‌خوبی در فیلم مشاهده کرد. اندیشیدن به چنین تیتراژ حساب‌شده‌ای در واقع نشانه‌ای از تمایل به سینمای تجربه‌گراست. اگر در ادامه آثار سینایی فیلمی مانند «عروس آتش» را در نظر بگیریم، در مقایسه با «زنده باد» به لحاظ سبک و ساختار امروزی‌تر و معمولی‌تر است. در «زنده باد» با صدا کار می‌شود و اکت و اکشن کمتری شاهد هستیم. در عین حال در فیلم با روایتی تک‌خطی روبرو هستیم که پیچیده و چندلایه هم نیست و قصه‌اش را راحت بیان می‌کند. تمهیدات بصری در فیلم نیز پاساژهای مطلوبی ایجاد کرده که مانع از کند شدن ریتم فیلم می‌شود؛ به‌عنوان مثال بازی بچه‌ها وسط نماهایی واقعی و جدی یا نمایش تئاترگونه و ماسک زدن. در عین حال مساله‌ای که هیچکاک مطرح کرده مبنی بر اینکه هیچ شیء نباید بدون دلیل در صحنه دیده شود، به خوبی در فیلم رعایت شده است. به‌عنوان مثال اگر پدربزرگ سه تار به دست می‌گیرد و «شد خزان» را می‌خواند، از این طریق شخصیت او به تماشاگر معرفی می‌شود.
این منتقد سینمایی ادامه داد: شخصیت محوری فیلم «مهندس محمود» است که هم‌چون بسیاری از روشنفکران مسائل سیاسی را بازی و سرگرمی و بی‌نتیجه دانسته و ترجیح می‌دهد از آنها فاصله بگیرد. در واقع یکی از درون‌مایه‌های فیلم نقد جامعه روشنفکری ایران است. در میان توده مردم و روشنفکران واقعی حائلی وجود دارد که همان افراد شبه روشنفکر هستند و هم‌چون عایق الکتریکی مانع از برقراری ارتباطی سالم و سازنده میان عامه مردم و روشنفکران می‌شوند. در فیلم شاهد تصعید روحی «مهندس محمود» و استحاله شخصیتی او هستیم. او در ابتدا با شک و تردید به جریانات می‌نگرد و آن‌را بازی افرادی دیگر می‌پندارد. اما آتش درون او زیر خاکستر پنهان است و اگر مدتی کنج عزلت گزیده بوده، شخصیت او در نهایت شکوفا می‌شود. آخرین واژه‌ای که بر زبان محمود جاری می‌شود، «زنده باد» است و فرصتی برای گفتن «آزادی» پس از آن ندارد؛ حرفی که حرف دل همه انسان‌های آزادیخواه است.
پس از آن کثیریان عدم ورود فیلم به فضاهای ایدئولوژیک را مزیت فیلم دانست و گفت: حرف فیلم یک حرف انسانی است؛ اگرچه درباره انقلاب حرف می‌زند اما تاکیدی روی جنس شعارها ندارد. شعاری بودن فیلم‌ها در آن شرایط چیز عجیبی نیست اما «زنده باد» شعاری نشده است. وی سپس به طرح سوالی درباره بسته بودن نماهای بیرونی فیلم و تعقیب و گریزها پرداخت و سینایی گفت: دلیل این کار کم بودن تعداد بازیگران بود. فیلم را در خانه پدری خود و با همکاری دوستان و اطرافیان ساختیم. اما به هر حال می‌خواستم کار دیگری کرده باشم، چون از تکرار خودم حوصله‌ام سر می‌رود. به گمان من سینما به داستان محدود نمی‌شود بلکه ادبیات دراماتیک و هنرهای تجسمی نیز در آن نقش دارند. خوشبختانه نسل جوان سینمای ایران به این مساله توجه دارد که داستان زیبای روی کاغذ را چگونه در بُعد تجسمی شکل دهد.
کارگردان «هیولای درون» اضافه کرد: به شخصه در معیارهای ایدئولوژیک فکر نمی‌کنم، اگرچه آنها را می‌شناسم اما در چارچوب آنها نیستم. معیارهای انسانی برای من ارزش فراوانی دارد. بسیاری افراد گفته‌اند سینایی در فیلم‌هایش انسان را در شرایط خاصی قرار داده و عکس‌العمل او را تصویر می‌کند. در اینجا هم «محمود» می‌خواهد به دردسر نیفتد، اما در نهایت چاره‌ای جز دخالت ندارد و می‌بینیم که در خطرناک‌ترین وضعیت هم از خطر کردن نمی‌ترسد.
وی ادامه داد: بلاتکلیفی شخصیت «محمود» برای من مهم بود و سابقه ذهنی او به دوران پس از کودتای 28 مرداد برمی‌گردد؛ دورانی که تعدادی افراد آرمانگرا به میدان آمدند و کشته یا به زندان انداخته شدند و شاهد رنگ عوض کردن دیگران بودند. در واقع «محمود» نمی‌ترسد بلکه به دلیل تجربه از این قضایا کناره‌گیری کرده است. «محمود» هم سن و سال من است، من در سال 32 دوازده ساله بودم و فعالیتی نداشتم اما شاهد آن وقایع تلخ بودم.
سینایی در پایان گفت: قصد ندارم شرح مصیبت کنم اما متاسفم که تمام کوشش‌های ما برای ساختن یک سینمای مستقل شکست خورد؛ سینمایی که به دور از ادا و اطوار، بتواند مردم را جذب خود کرده و فرهنگ سینمایی آنها را ارتقا دهد و در خارج کشور هم برای ایران کسب اعتبار کند. سینمایی که صرفا جشنواره‌ای یا تجاری نباشد. «زنده باد» توانست چنین کاری کند اما در ادامه بلایی به سر ما آمد که در نهایت دست‌هایم را بالا بردم. حالا و پس از 50 سال کار، برای دل خودم و اطرافیانم فیلم می‌سازم و توانی برای شکل دادن به یک جریان سینمایی مستقل ندارم.