فدائیان از دل تاریخ بومی ایران یک سینماتفکر ارائه می‌دهد
Wednesday, May 31, 2017

دو فیلم مستند «عشاق مزرعه نیشکر» و «دو زن» در خانه هنرمندان ایران نمایش داده شد.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه‌های مستند سینماتک خانه هنرمندان ایران که با همکاری انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند برگزار می‌شود، سه‌شنبه 9 خرداد دو فیلم مستند «عشاق مزرعه نیشکر» و «دو زن» به کارگردانی فرشاد فدائیان در تالار استاد شهناز به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم‌ها با حضور فرشاد فدائیان، مهدی رفیع و پدرام اکبری برگزار شد. منوچهر انور نویسنده، ویراستار، کارگردان و گوینده پیشکسوت نیز مهمان ویژه این برنامه بود.
اکبری در ابتدای نشست به کارنامه فدائیان اشاره کرد و گفت: فدائیان گرچه زاده مازندران است اما دل در گرو تمام ایران دارد. بسیاری از آثار مستند او در گیلان و مازندران تهیه شده، اما به کویر و هرمزگان و کردستان و خوزستان و.. هم رفته است. آنچه در تمام آثار او مشهود است، نگاه انسانی او به خودِ انسان و طبیعت و دیگر جانداران است. حتی در نامگذاری فیلم‌هایش هم به این وجه توجه دارد. در «سنگ مادر خاموش»، سنگ را مادر می‌داند؛ مادری که دردمند است و تکه‌تکه می‌شود اما خاموش است و به انسان یاری می‌رساند. در میان مستندسازان ما معدود کسانی هستند که کارشان تا این اندازه مورد توجه منتقدان قرار گرفته باشد.
پس از آن رفیع که در حال کار پژوهشی در مورد آثار فدائیان است، در توضیح ویژگی‌های سینمای این مستندساز گفت: در صحبت از سینمای فدائیان می‌توان به مولفه‌های خاص آن پرداخت؛ به‌عنوان مثال فرآیند حقیقت در سینمای او و چگونگی نمود پیدا کردن حقیقت در آثار فدائیان. سینمایی که دائم به سمت ساده‌تر شدن و در عین حال پیچیده‌تر شدن می‌رود. او وقتی عناصر رومانتیک را از سینمایش کنار بگذارد، در عمل عمیق‌تر می‌شود و مولفه‌های حقیقت را در سطح ظاهری نمی‌توان دریافت کرد. من این سینما را «سینمای خُرد» می‌نامم، چون به واقعیت‌های کلان یا اشخاص بزرگ نمی‌پردازد. سینمای او سینمای افرادی‌ست که دیده نمی‌شوند و در آثار دیگر هنرمندان کمتر جایی پیدا می‌کنند.
وی ادامه داد: به‌طور کلی می‌توان پنج خصیصه برای سینمای فدائیان در نظر گرفت؛ نخست ارائه تاریخی خُرد از زمان، یعنی تاریخ ایران را در ارتباط با مردمان مختلفی که در این سرزمین زندگی می‌کنند آشکار می‌کند. دوم فرآیندخودسازندگی یا خودترمیمی این تاریخ است، یعنی صرفا به تاریخ برای تاریخ نمی‌پردازد بلکه قصد دارد تاریخ ایران را به‌شکلی متفاوت بازسازی کند. برای این‌کار مولفه‌هایی از تاریخ را آشکار می‌کند که در تاریخ‌نویسی مسلط به‌ویژه در دوران معاصر کنار گذاشته می‌شوند. در سینمای او دائما از معنای مسلط ایران به معناهای متفاوت و حاشیه‌ای‌تری از ایران روبرو هستیم و به‌جای ایران، با ایران‌ها مواجه می‌شویم. در اثر مواجهه با این فضاهای ناآشنا، دائم از خود می‌پرسیم آیا این همان سرزمینی است که ما در آن زندگی می‌کنیم؟
رفیع افزود: سومین ویژگی سینمای فدائیان، پرداختن به سوژه‌گروه‌های اقلیت است. چهارم نمایش تولیدات وجودی این مردمان است. او دغدغه دارد که مردمان سرزمینش چه چیزهایی را تولید می‌کنند و چه بیان‌های جهانی دارند. فدائیان به آنجا می‌رسد که از دل تاریخ بومی ایران، یک سینماتفکر ارائه می‌دهد. سینمای او کاملا برآمده از دل تاریخ و فرهنگ ایران است و در عین‌حال کاملا با سینمای جهان و سینماگران بزرگ آشناست و ردپای فیلمسازانی هم‌چون برسون و اوزو را در آثار او می‌توان دید. در فیلم «دو زن» با پایی روبروییم که می‌اندیشد و صرفا یک عضو برای راه رفتن نیست. پا یک جایگاه هستی‌شناسانه پیدا می‌کند و پرسش اساسی این است که اگر این پا معیوب باشد، چه خواهد شد؟ تمام امرار معاش این زنان از راه چیدن سبزیجات است، پس اگر پای آنها از کار بیفتد چه بر سر آنها می‌آید؟ پس در سینمای او هم‌چون سینمای برسون، عناصری مانند دست و پا جایگزین صورت می‌شوند و ما را به ماهیت وجودی افراد می‌رسانند.
وی ادامه داد: در فیلم «دو زن» قرار بوده زندگی این دو فرد روایت شود و معیوب بودن پای یکی از این‌دو نفر، از قبل در فیلمنامه نبوده است و فیلمساز در ادامه با این قضیه مواجه می‌شود. در سینمای فدائیان، یک آرشیو یا بایگانی از پیش موجود برای حقیقت وجود ندارد. فیلمساز پیشاپیش حقیقت را در دست ندارد که در ادامه بخواهد آن‌را برای ما آشکار کند. حقیقت از طریق دوربین و در موقعیت جغرافیایی و زمانی خاص خودش آشکار می‌شود و این مساله در دیگر فیلم‌های او نیز دیده می‌شود.
رفیع درباره دیگر فیلم به نمایش درآمده گفت: در فیلم «عشاق مزرعه نیشکر» کوچک‌ترین اشاره‌ای به عشق دیده نمی‌شود. فیلمساز بخش‌های مربوط به رابطه عاشقانه «مصیّب» و «زهرا» را کنار می‌گذارد و کل فیلم روایتی می‌شود از چگونگی از بین رفتن عشق. در واقع فیلم با اشاره نکردن به عشق دارد به عشق اشاره می‌کند؛ اینکه چگونه عشق بر اثر روزمرگی از بین می‌رود و یک عاشق و معشوق عشق را به‌کل فراموش می‌کنند. نکته مشترک این دو فیلم علاوه بر مساله کار و تقابل آن با مسائل عاطفی، مساله جایگاه زنان در سینمای فرشاد فدائیان است؛ در سینمای او شاهد پاسداشت امر زنانه هستیم. زنان سینمای او همه قدرتمندند و زندگی خود را اداره می‌کنند. زنانی که در سینمای مسلط و داستانی عموما غایبند. سینمای مسلط، زنان را در جایگاه ابژه قرار می‌دهد اما در سینمای فدائیان در جایگاه سوبژکتیو هستند.
رفیع در پایان افزود: تقاطع تاریخ ایران و جغرافیا نیز امری مشترک در تمام آثار فدائیان است. شاهرخ مسکوب می‌گوید «تاریخ در جغرافیا تحقق می‌پذیرد» و این در سینمای فدائیان مساله‌های اساسی و مهم به‌شمار می آید. او از معدود سینماگران ایران است که مساله جغرافیا را تا این حد مورد توجه قرار داده است. نقشه تاریخی ایران در واقع از طریق فرآیندهای مکانی اتفاق می‌افتد، نه از طریق تحقیقاتی که در بایگانی‌ها وجود دارد و مانعی بر سر راه فهم حقیقت هستند. سینمای فدائیان به روی رخدادهایی که به‌طور آنی و در لحظه اتفاق می‌افتد، گشوده است و پیش‌انگاشت‌های ما را دگرگون می‌کند.
در ادامه برنامه فدائیان در سخنانی کوتاه گفت: تک‌تک تماشاگران می‌توانند تفسیر خود را از فیلم داشته باشند. فیلم ساختن من امری جداست و حضور و رای تماشاگران تا آنجا نقش دارد که می‌توانند پیشنهادهای خود برای ساخت همین فیلم به‌شکلی دیگر را نیز بیان کنند. من نیز در آن نگاه نقشی ندارم و به خود شما مربوط می‌شود و در واقع سهم و حق تماشاگر است. من صرفا می‌توانم در مورد کیفیت ساخت فیلم یا رابطه‌ام با موضوعات فیلم‌ها سخن بگویم.
این مستندساز در پایان اضافه کرد: نه تئوری‌پردازم و نه ادعا دارم که در پشت این فیلم‌ها فلسفه‌های عمیقی نهفته است. من کار خود را می‌کنم و اگر ردپایی هست، در ذهن شما اتفاق می‌افتد. اگر همه تماشاگران مخالف فیلم باشند نیز در موقعیت من تغییری ایجاد نمی‌شود. خوشحال می‌شوم مخاطبان با اثر ارتباط برقرار کنند، اما تشنه تایید فیلم از جانب دیگران نیستم. اهل جشنواره و جایزه گرفتن نیستم و فیلم‌هایم نیز معمولا تماشاگران اندک‌شماری دارد. تلویزیون آثارم را سانسور می‌کند و برای اکران عمومی هم می‌گویند خط قرمزها را زیرپا گذاشته‌ای و اجازه نمایش نمی‌دهند. پس چاره‌ای نداریم جز اینکه به همین محیط‌های کوچک قناعت کنیم.