آیدا پناهنده: هدفم ساخت فیلم جذاب و جذب تماشاگر نیست
Sunday, December 03, 2017

دو فیلم «ناهید» و «زندگی خانوادگی» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در پنجمن روز از هفته فیلم «فیلمسازان زن ایران و فرانسه» جمعه 10 آذر فیلم‌های «ناهید» به کارگردانی آیدا پناهنده و «زندگی خانوادگی» اثر میا هانسن لاو در تالارهای استاد شهناز و ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش در آمدند. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی این دو فیلم با حضور آیدا پناهنده، لیدیا تِرکی، ماریان تاردیو، ارسلان امیری، سعید نوری و سعیده مردای برگزار شد.
«ناهید» برای جشنواره‌های خارجی ساخته نشده است
در ابتدای این نشست نوری درباره فیلم «زندگی خانوادگی» گفت: در این فیلم شاهد 24 ساعت از زندگی روزمره زن‌ها در کنار فرزندان و همسرانشان هستیم و مشغله‌ها و دغدغه‌های آنها را می‌بینیم. مجموعه جزئیات تصویر شده در فیلم، فشردگی دراماتیک ایجاد می‌کند، با وجودی که زندگی روزمره اساسا دراماتیک نیست. شاید لازم باشد فیلم را دوباره دید تا فشار روانی وارد بر طبقه متوسط را متوجه شویم و ببینیم چگونه تک‌تک کلمات بار معنایی سنگینی روی دوش زنان می‌گذارد؛ برای نمونه زنی که چارچوب‌های خود را دارد و حاضر نیست به هر کار غیر اخلاقی تن بدهد، از نظر دنیای مردانه پرخاشجو دانسته می‌شود. در «زندگی خانوادگی» می‌بینیم که شیوه تفکر آمریکایی چگونه فضای اروپا را اشغال می‌کند؛ تفکری که در آن هر کس درآمد و قدرت خرید بالاتری دارد، فردی موفق‌تر و بالاتر و جذاب‌تر دانسته می‌شود. فروشگاه‌های زنجیره‌ای جای کاسبی‌های کوچک را گرفته، رفت و آمد در فضای شهری جای خود را به حرکت ماشین‌ها داده و.. . همین‌طور جامعه‌ای را می‌بینیم که به لحاظ اقتصادی و جذب نیروی کار به مشکل برخورده و افراد برای حفظ جایگاه طبقاتی خود در اضطرابی دائمی به سر می‌برند.
وی سپس درباره فیلم «ناهید» توضیح داد: اضافه شدن آیدا پناهنده به جمع فیلمسازان، هوای تازه‌ای وارد فضای سینمای ایران کرد. او یکی از با استعدادترین دانشجویان دوره خود بود و بعد در ساخت فیلم‌های کوتاه تلاش‌های موفقی داشت. پناهنده دغدغه‌های زنانه را با ظرافتی خاص بیان می‌کند و ترکیب او و ارسلان امیری در نویسندگی یک نوید برای سینمای ایران است. فیلم «ناهید» در انزلی ساخته شده است، آن‌هم در شرایطی که اکثر فیلمسازان به‌دنبال ساخت فیلم در فضای بسته و لوکیشن‌های محدود هستند و این فیلم‌های آپارتمانی به‌ندرت موفق می‌شوند. لوکیشن ناهید به‌دقت انتخاب شده و گویی کارگردان از تمام کوچه پس‌کوچه‌های انزلی آگاه است و پیچ و خم‌های آن‌را می‌شناسد. در «ناهید» بلوغ فیلمسازی را می‌بینیم که سینما را به‌خوبی می‌شناسد.
این منتقد سینمای اضافه کرد: با مقایسه فیلم‌هایی مثل «دو زن» و «ناهید» می‌توانیم تحول دستور زبان سینماتوگرافیک سینمای ایران در 20 سال اخیر را مشاهده کنیم. جامعه در حال جوشش و رشد است و زبان سینما نیز در کنار آن رشد می‌کند. «ناهید» مطلقا به قصد موفقیت در جشنواره‌های خارجی ساخته نشده که بخواهد زنی کتک‌خورده و نیازمند نجات یافتن را تصویر کند تا با آیین‌نامه کن یا برلین مطابق باشد. سینمای ایران آیدا پناهنده را به‌عنوان فیلمسازی مولف به یاد خواهد آورد.

انقلاب دیجیتال و انقلاب در فیلمسازی زنان
در ادامه لیدیا تِرکی در باب «زندگی خانوادگی» گفت: اکثر فیلم‌هایی که امروز درباره زنان ساخته می‌شوند، نوعی احساس خفگی و ناراحتی و سختی را در زندگی زنان تصویر می‌کنند. شاید تصویری که از مشاغلی مانند معلمی ارائه می‌شود نیز مقداری عوض شده و تعارضات درونی و زندگی شخصی آنها را هم تصویر می‌کند. اما تصویر کردن داستان زنان به‌دست فیلمسازان زن خود یک انقلاب به‌شمار می‌آید و دسترسی زنان به دوربین در سال‌های اخیر مدام بیشتر شده است. تا پیش از دوران دیجیتال، پول زیادی برای ساخت فیلم لازم بود و اکنون از این هزینه‌ها کاسته شده است. در نتیجه فیلم ساختن از زندگی بورژوایی، جای خود را به تصویر زندگی روزمره داده است. در واقع به تبع تغییرات در ابزار فیلمسازی، زبان سینمایی در تمام جهان نیز دچار تغییر شده است. برای خود من 20 سال پیش فیلمسازی نسبت به امروز بسیار دشوارتر بود؛ امروز در دسترس قرار گرفتن دوربین موجب شده روش دیگری از دیدن نیز امکان‌پذیر شود.

تصویر کردن سردیِ زندگی مدرن ریسک دارد
ماریان تاردیو نیز در صحبت‌هایش گفت: آنچه در کار ایزابل زاژکا دوست دارم، تصویر کردن زندگی روزمره به‌شکلی جالب و جان بخشیدن به آن است، بدون اینکه اتفاقی خاص در فیلم بیفتد. یعنی به لحاظ سینماتوگرافیک چیز خارق‌العاده‌ای نمی‌بینید و از نظر دراماتیک هم گره خاصی ندارید و فیلم خیلی ساده پیش می‌رود. اما انباشت جزئیات به ظاهر بی‌اهمیت است که داستان را می‌سازد و به جنبه سینماتوگرافیک آن قوت می‌بخشد. «زندگی خانوادگی» واقعیاتی را برای ما ملموس می‌کند که به ظاهر جذابیتی ندارند و ریتم مدرنیته در فرانسه را هم خوب تصویر کرده است. انجام چنین کاری به‌ هیچ وجه آسان نیست و کارگردان دست به ریسک زده است؛ همان‌طور که کسی مثل میشائیل هانکه سردی زندگی مدرن و شیک امروزین را تصویر می‌کند و خطر دلچسب نبودن و مورد قبول واقع نشدن را به جان می‌خرد.

نامشخص بودن میزان فروش «ناهید»
پس از آن ارسلان امیری درباره نویسندگی مشترک «ناهید» با آیدا پناهنده گفت: نوشتن فیلمنامه «ناهید» یک سال به طول انجامید، اما حاصل 10 سال کار مشترک بود. در این فیلم سراغ شخصیت‌های فرعی رفتیم که در داستان‌های ما حضور داشتند و کنار گذاشته می‌شدند. شخصیتی که اینجا از واقعیت زندگی من و آیدا نشات می‌گرفت. وی هم‌چنین درباره میزان فروش «ناهید» در ایران و فرانسه گفت: در فرانسه بیش از 500 سالن نمایش در اختیار ما بود و بیش از 100 هزار نفر به تماشای «ناهید» نشستند؛ در حالی‌که در ایران تنها 9 سالن نمایش داشتیم که از میان آنها 4 سالن هم تک‌سانس بودند. درباره فروش فیلم در ایران هم از رقم دقیق با خبر نیستیم و رقم دقیق فروش در سینمای ایران را کسی نمی‌داند. اما فیلم در سینماتیکت حدود 400 تا 500 میلیون تومان فروش داشت و این پیش از فروش‌های میلیاردی فیلم‌ها در سال‌های اخیر بود.

فضای شهری ما سربی است، نه رنگین
آیدا پناهنده نیز در پاسخ به سوال نوری مبنی بر انتخاب شهر انزلی برای ساخت «ناهید» گفت: از کودکی رفت و آمد زیادی به شمال داشتیم و خاطرات خوبی در آنجا داشتم و دلیل خاص دیگری وجود نداشت. بیژن امکانیان در ابتدای کار با ساخت فیلم در انزلی موافق بود، در ادامه خواستار ضبط فیلم در تهران شد اما در نهایت به انزلی رفتیم.
وی در پاسخ به سوالی درباره کم بودن نقش رنگ در فیلم‌های ایرانی و «ناهید» گفت: متاسفانه فضای شهری در کشور ما رنگین نیست و شاهد فضایی چرک و سربی و بدون رنگ هستیم. در زندگی زنان ما هم رنگ جایگاه آنچنانی ندارد که بخواهم آن‌را وارد فضای فیلم کنم. کارگردانی مثل رضا میرکریمی گاهی در این زمینه تلاش می‌کند که آن‌را دوست دارم، اما از رئالیسمی که من به آن اعتقاد دارم و واقعیتی که می‌بینم دور است. خارج از خانه و در فضای بصری شهر، زیبایی نمی‌بینم و ترجیح می‌دهم چشمانم را ببندم. انزلی هم فضای خوبی برای ساخت فیلم دارد اما باز هم رنگ در آن غایب است. برای داشتن رنگ باید به جایی مثل کردستان یا آذربایجان بروید، آن‌هم در فصل‌های مناسب.

سینما فقط قصه نیست
پناهنده در ادامه درباره طولانی و کشدار بودن «ناهید» گفت: هدف من در سینما ساخت فیلم جذاب و جذب مخاطب بالاتر نیست؛ نمی‌توانم خودم را راضی کنم که مثلا برای آنچه روان‌تر شدن فیلم می‌نامند، از زمان آن بکاهم. دنبال قصه تعریف کردن نیستم و خودِ سینما و فرم و ساختار آن، و هر آنچه از سینماتوگرافی آموخته‌ام، بخش مهمی از فرآیند فیلمسازی من است. در حالی‌که اغلب می‌گویند درام سه‌پرده‌ای سرراست 90 دقیقه‌ای بسازید، چنین چیزی مورد علاقه و هدف من نیست. در فیلم «ناهید» هم اگر اختیار کامل داشتم آن را 150 دقیقه‌ای می‌ساختم و ترسی از تعداد پایین تماشاگر ندارم. در نقاط مختلف دنیا فیلم‌های 3 ساعته و طولانی‌تر از آن هم ساخته می‌شود و تماشاگر دارد، اما اینجا صرفا از قصه می‌پرسند. به هر حال این به سلیقه افراد مربوط می‌شود و برخی ترجیح می‌دهند فیلمی 90 دقیقه‌ای تماشا کنند و بروند. شاید من هم در آینده عوض شوم و با فشارهای موجود چنین فیلم‌هایی بسازم. «ناهید» در فرانسه توانست رکورد فروش «درباره الی» را بشکند، ولی اینجا کسی آن‌را تحویل نگرفت و این برای من مایه سرافکندگی است.