خانه هنرمندان ايران
 
Friday, September 03, 2010 جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
خانه هنرمندان ايران
   برنامه شهريورماه در خانه هنرمندان ايران ادامه...  
جستجو
 
 
 
برگزيده
افتتاحيه ششمين دوره نمايشگاه حروف نگاري اسماء الحسني

رنگ، سکوت، خيال

نجواي درون

نمايشگاه عکس جمعيت امام علي

مرز بين سينماي مستند و داستاني

افتتاح سايت تخصصي مجسمه سازي ايران

فصل نامه ايي براي هنر فردا

نسيم سحرگاهان در حرم

سرخوشي حاصل از رنگي بودن

روايت شخصي از نيم قرن معماري

متن خبر
کد: 880203-1380 | تاريخ: ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ | ساعت: ۱۲:۰۰
براي بزرگنمايي کليک کنيد
شعر من درد من است


مراسم رونمايي کتاب «همه شعرهاي من» احمدرضا احمدي در تالار بتهوون خانه‌ي هنرمندان ايران برگزار شد.

به گزارش سايت خبري خانه‌ي هنرمندان ايران، حسن کياييان مدير نشر چشمه درباره احمدرضا احمدي گفت: زمان زيادي به پنجاه سالگي شاعري احمدي نمانده است و پختگي او آرام و هموار فرا رسيده است. شعر او به گونه‌اي است که او را در دل و ديده همه قرار داد. احمدي يک شاعر به مفهوم وسيع کلمه است و اين جايگاه رفيع حق مسلم اوست.

احمدي با استواري در عرصه شعر و شاعري به حضور خود ادامه مي‌دهد و تناوري شعر خود را از آب و باد وباران به وديعه گرفته است. حضوري چنين مدام از کسي چنان او بر مي آيد که به قول نيما آن که مي‌دارد مرا تيمار کار من است و احمدرضا احمدي با شعر خود مانده است و براي او آرزوي سلامتي و طول عمر دارم. اين چنين باد.

آيدين آغداشلو درباره جايگاه احمدرضا احمدي در جريان روشنفکري معاصر ايران گفت: احمدرضا احمدي به عنوان روشنفکر طراز اول فرهنگ ساز بوده، و مردمش را ترک نکرده و به همين دليل براي او احترام بسياري قائلم. او شخصيتي ناسازگار دارد، دنباله رو نيست اهل معامله نيست و کارش راه گشاست.

احمدرضا احمدي مجموع فشاري که مي بايد يک هنرمند آوانگارد تحمل کند، تحمل کرده است. و او يکي از مستقل ترين روشنفکران است.

او جهان را باور خودش نگريست و فقط به نگاه کردن اکتفا نکرد و آن چه را يافت به ما ارايه داد.

بسيار از او يادگرفتم و در بسياري از زمان ها، سختي هاي زندگي با حضور او براي من آسوده و آسان شده است. کتاب هاي سعدي و احمدرضا احمدي کتاب‌هاي باليني من هستند و جايگاه او در شعر معاصر ايران يگانه است.

همواره به اين فکر مي‌کنم که شخصيت شوخي همچون احمدي چگونه اين شعرهاي جدي و مغموم را مي‌گويد وفکر مي‌کنم جديت شعرهاي او به دليل آن است که از بخش دروني تر شخصيت او بر مي‌آيد.

محمد هاشم اکبرياني درباره اقبال اشعار احمدرضا احمدي در ميان نسل جوان گفت: احمدرضا احمدي در سال 41 اولين مجموعه شعر خود را چاپ کرد و از همان زمان بر خلاف فضاي ايدئولوژيک آن زمان شعر مي‌گفت.

پس از دهه 50 که جريان‌هاي ايدئولوژيک شکست خوردند و اغلب شاعران به انزوا رفته بودند او از جامعه خود قهر نکرده بود و همچنان شعرهاي خودش را مي‌گفت.

در دهه 70 که آشفتگي وجود داشت احمدرضا احمدي باز هم شعر خود را گفت و دنيا را همان گونه ديد که هست.

در تمام شعرهاي احمدرضا احمدي طي 40 سال واقعيت‌ها آن گونه که هستند ارايه مي‌شوند تا او همچنان جزنگر است و از دريچه هيچ ايدئولوژي به جهان نمي‌نگرد.

ع. پاشايي درباره شعرهاي احمدرضا احمدي گفت: همه شعرهاي احمدي يک شعر است که به هزاران زبان گفته شده و در چندين وارياسيون سروده شده است شعر او يک کل هم پيکر نيست بلکه روياهاي پراکنده است و فارغ از علت و معلول ارسطويي است.

ع. پاشايي يکي از اشعار احمدرضا احمدي را قرائت کرد و به تحليل آن پرداخت.

احمد پوري درباره سلوک شعري احمدرضا احمدي گفت: احمدرضا احمدي در طي 40 سالي که شعر گفته است پايدار و صادق حرکت کرده است و به نظر مي‌رسد که همچنان همان فضايي را که در اولين مجموعه شعرش وجود دارد را دنبال مي کند اما صيقل خورده تر.

احمدرضا احمدي از تنهايي خودش مي‌گويد و از گردبادهاي خارج از زندگي اش به سلامت مي گذرد او از دهه 40 تا دهه 80 راه درازي را پيموده است و جز اين نمي تواند بسرايد او کاري به بيرون ندارد و خودش است.

شمس لنگرودي درباره جريان‌هاي شعري همزمان با شعر احمدرضا احمدي گفت: در دهه 40 و 50 شعرها به دو گونه تقسيم مي‌شده اند شعرهايي که مفهوم گرا بوده اند و شعرهايي که به شعريت مي‌پرداختند.

احمدرضا احمدي در دهه 40 آغازگر اين جريان بود. او مي خواست که در شعرش هر واژه تنها معناي همان واژه را داشته باشد و در شعرش شور و شعف باشد. تداوم او در کار شعرش را صيقل داد و او توانست شعرهايي را بگويد که فکر را منتقل کند و ناب شوند.شعرهاي او فضا و حس مي‌سازند و او توانست به آنجايي که مي‌خواست برسد.

مسعود کيميايي درباره احمدرضا احمدي گفت: احمدرضا احمدي از همان آغاز ديوانه، پريشان و هنرمند بود بيش از آنکه اولين کتاب شعرش را منتشر کند. نگاهي به شاعران اطراف خود نداشت جاي ديگر و جور ديگر مي‌تاخت . او شاعر سياسي هست اما ايدئولوژيک نيست. احمدرضا احمدي فاعل فردي را به فاعل اجتماعي بدل کرد و آرام آرام شعر خود را ساخت او به شدت بازيگوش و تلخ است و به قول جلال مقدم« احمدرضا به سر مي‌ره و بايد کفشو گرفت».

احمدرضا احمدي در پايان درباره مراسمي که براي او برگزار شده بود گفت: تا به حال چنين جمعيتي را براي مراسمي که مربوط به من باشد را نديده بودم شعر من درد من و زندگي من است و همواره همان شعر اولم را گفتم اما حالا شعرهاي کمي صيقل خرده تر شده باشد. از ابتدا نمي خواستم شعار بدهم و از کسي تقليد نکردم فقط شعرم را مثل شيشه صيقل دادم ظاهرا جوانان هر موقع از سياست خسته مي‌شوند به شعر سهراب سپهري، بيژن جلالي و شعر من روي مي‌آورند به نظر خودم شعرم را زنان ساخته‌اند که اول مادرم بود و حالا همسرم به شعرهايم جان مي دهد.

در اين جلسه شهرام اقبال زاده اعلام کردکه آثار کتاب کودک احمدرضا احمدي نامزد جايزه هانس کريستين اندرسون شده اند.

 گزارش تصويري مرتبط

 



سند اعتباري آثار هنري آئين نامه اساسنامه ششمين دوره نمايشگاه حروف نگاري پوستر اسماء الحسني
RSS Feed
صفحه اصلي | درباره | امكانات | فعاليت ها | انجمن ها | گزارش تصويري | گالری عکس | پيوندها | تماس | برنامه هاي ماهانه | آرشيو مطالب
  © كليه حقوق اين سايت براي خانه هنرمندان محفوظ است. - طراحي و اجراء: فرابر آمار بازديد: ۲۴۴۱۴۹۰