جلسه « چالش بازيگر و کارگردان در تئاتر » در تالار بتهوون خانه ي هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش سايت خبري خانه ي هنرمندان ايران، دکتر علي رفيعي درباره نسبت بازيگر و کارگردان در متد استانيسلاوسکي و ميرهولد گفت: وقتي که پرده تئاتر عقب مي رود تماشاگر در انتظار ديدن نمايش است نه ديدن زندگي . نمايش روي فشرده اي از زندگي است که با خلاقيت بازيگر آميخته است. بزرگترين لذت بازيگر بازي کردن نقش است. ديگري شدن بزرگترين اتفاق صحنه و بزرگترين لذت بازيگر است. کشف و اکتشاف بازيگر همراه با حضور کارگردان صورت مي گيرد.
وي افزود: ارزش و اهميت استانيسلاوسکي در طرح سئوالهاي درخشان است و پاسخ اين سئوالها در طول يک قرن در حال تحول و تکامل است. دو شيوه عمده بازيگري وجود دارد: در يکي کارگردان به بازيگر به مثابه يک ساز خوب کوک شده مي نگرد که بايد به بهترين شيوه نواخته شود . در مقابل اين مکتب، مکتب بازيگر خلاق است در اين مکتب به بازيگر به مثابه يک موجود خلاق و آفريننده نگريسته مي شود اين مکتب توسط ميرهولد ايجاد شد.
برتولت برشت در فضاي تئوري هاي مير هولد سير مي کند و تمام مراجعي را مورد مطالعه قرار داد که مير هولد مطالعه کرده بود.
مير هولد مي خواهد که تماشاگر شاهد نمايش تئاتري باشد. برشت مي گويد ارتباط بازيگر و کارگردان مانند ارتباط زن قابله و زن حامله است و کارگردان کمک مي کند تا زايش نقش به سلامتي و با قدرت هرچه بيشتر صورت بگيرد، زايش هنري توسط بازيگر صورت مي گيرد و کارگردان با او همراهي و همکاري مي نمايد. ضمن اينکه کارگردان توجه بازيگر به سمت تماشاگر را معطوف مي نمايد. يکي از وظايف کارگردان کشف لايه هاي زيرين بازيگر در حين فرآيند تمرين نمايش است.
علي رفيعي در ادامه گفت: مير هولد نويسنده، کارگردان، بازيگر و تماشاگر را در يک خط قرار مي دهد و براي هر کدام خلاقيت را قائل مي شود.
در ادامه اين نشست، گلاب آدينه در باره رابطه بازيگر و کارگردان گفت: بازيگر صداي ذهن کارگردان است و هرچه بازيگر بهتر بتواند اين صدا را ارائه دهد بازيگر بهتري براي آن کارگردان است. زماني که کاري را قبول مي کنم به دو امر اهميت مي دهم يکي نظر کارگردان است و ديگري چند نفر افرادي که نظر هنري شان را قبول دارم.
وي افزود: درنمايش «در مصر برف نمي بارد» اثر دکتر رفيعي چالش داشتم و هر دو در پي آن بوديم تا به اتفاق جديدي در خلق نقش برسيم. فکر مي کنم بازيگر با تمام خلاقيت اش بايد ساز خوش کوکي در دست کارگردان باشد.
سيامک صفري در باره اهميت بازيگر در صحنه گفت: براي تماشاگر بازي مي کنم و بازيگر بايد به خلاقيت و تماشاگر توجه زيادي داشته باشد. به نظرم بازيگر بايد بتواند هم قابله و هم حامله باشد چرا که تماشاگر در مقابل او نشسته است. بازيگر ابتدا و انتهاي نمايش است و اهميت او از همين رو در رويي بر مي آيد . بازيگر کسي است که اتفاقي را براي تماشاگر روايت مي کند در چينين حالتي بازيگر خود را هرچه بيشتر به تماشاگر نزديک مي کند تا نمايش را هرچه بيشتر جذاب نمايد.
ستاره اسکندري هم از تجربه همکاري اش با دکتر رفيعي گفت: کارکردن با دکتر رفيعي اين امکان را مي دهد تا همه چيز را از نو کشف کنيد. درهمکاري با دکتر رفيعي هم بازيگر ، هم کارگردان و هم نويسنده هستي و به واقع در مجموعه تئاتر حضور داري.
دکتر رفيعي در هر کاري وضعيتي را ايجاد مي کند تا همه چيز را از اول آغاز کني و در شرايطي قرار مي گيري تا نهايت خلاقيت خود را بکار ببندي. درهمکاري با ايشان به چيدماني خلاق در بازيگري مي رسي، مي شکني و دوباره ساخته ميشوي.