جلسه رونمايي کتاب« پروسلوگيون:خطابيهاي در باب اثبات وجودخدا» با حضور سوسن شريعتي، مصطفي ملکيان و افسانه نجاتي مترجم کتاب در تالار ناصري خانهي هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش سايت خبري خانهي هنرمندان ايران سوسن شريعتي با اشاره به وضعيت تاريخي آنسلم قديس گفت:«قرن يازدهم ميلادي که دوره حيات آنسلم قديس از نقاط مهم تاريخ غرب در قرون وسطاست در اين دوره به دليل رشد جمعيت و رشد اقتصادي اروپا کم کم از عقبافتادگي خارج ميشود. در اين زمان است که کليسا قدرت ميگيرد و قدرت پادشاهان کم ميشود به همين دليل لازم است که نظام اجتماعي باز تعريف شود و وحدت سياسي شکل گيرد.»
شريعتي در ادامه درباره شرايط نوشته شدن اين کتاب گفت:« آنسلم قديس در زمانهاي ميزيست که کم کم مسيحيت در حال تئوريزه شدن واجرايي شدن بود، اگرتا پيش از او کشيشها نماينده پير قديس بودند در زمان او تبديل به نماينده مسيح شدند و رفتار ديني در جامعه يکپارچه شد.
در چنين شرايطي آنسلم قديس براي تثبيت ايمان مسيحي چنين کتابي را نوشت که در آن ايمان معيار است. اودراين کتاب نشان ميدهد که انسان مسيحي ميتواند تدارک رستگاري خود را ببيند و هميشه موجودي گناهکار پنداشته نميشود.»
مصطفي ملکيان نيز در باب استدلالهاي نظريهها و خطابيههايي که از ابتداي انديشه فلسفي وجود دارد گفت:« از روزي که دغدغه اثبات خدا براي آدمي مطرح شده تا به امروز سهگونه کلي از استدلال در اين باب وجود دارد، استدلال موجود محور، استدلال معلول محور و استدلال مفهوم محور.
در استدلال موجود محور، فقط و فقط شما يک پيش فرض را بپذيريد که يک موجود درجهان هستي است اينکه چه ويژگيهايي دارد اصلا مهم نيست.
همين که بپذيريد در جهان يکي هست کافي است در واقع استدلات موجود محور طلب يک پيش فرض ميکنند در فرهنگ مسلمانان به اين استدلالها براهين صديقي ميگويند. در استدلال معلول محور يک موجودي هست و آن موجود معلول است. در استدلال مفهوم محور (تعريف محور):کاري به موجودات نداريم با تعريف، وجود خدا را اثبات ميکنيم و آنچه تعريفش اين است نميتواند بدون مصداق باشد. از مفهوم به مصداق نقب ميزنند مبدع اين نوع استدلال در مسيحيت آنسلم قديس است که برهان هستي شناختي است.»
ملکيان درباره اينکه چرا بايد به متون الهيدانان مسيحي قرون وسطي رجوع کنيم گفت:«برخلاف علوم تجربي که همواره به آخرين دستاوردها رجوع ميکنيم در الهيات، فلسفه، عرفان و هنرمانه تنها به آخرين دستاوردها اکتفا نميکنيم بلکه به متون کهن نيز رجوع ميکنيم چرا که بسياري از دغدغههاي و انديشههاي ما در همين متون الهي و ديني ريشه دارد.
افسانه نجاتي نيز درباره ترجمه کتاب «پروسلوگيون:خطابيهاي درباب اثبات وجود خدا» گفت:« اين کتاب ازمتون اساسي الهيدانان مسيحي است و در ادامه متوني چون«اعترافات» آگوستين قديس قرار دارد، به همين دليل تصميم گرفتم که ترجمه فارسي آن در دست پژوهشگران وعلاقهمندان فارسي زبان قرار گيرد. در ترجمه اين متن سعي کردم با توجه به رفع پيچيدگيهاي آن رموز و اصالت آن خدشه دار نشود.»