اولين جلسه محفل شاعران تهران در خانه ي هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش سايت خبري خانه هنرمندان ايران بيابانکي مجري برنامه محفل شاعران تهران گفت:
" محفل شاعران تهران ، دوشنبه پايان هر ماه با همکاري مرکز فرهنگي- هنري شهرداري تهران مراسم شعرخواني و سخنراني ادبي برگزار مي کند که از طيفهاي گوناگون ادبي کشور در آن حضور به هم خواهند رساند. ارتباط تلفني با شاعران برجسته که قابل دسترس نيستند از ديگر برنامههاي اين محفل است و در بخش هايي از برنامه از شاعران طنزپرداز دعوت مي شود تا به شعر خواني بپردازند."
ميرجلال الدين کزازي اولين سخنران اين محفل درباره سروده سوي مند يا شعر متعهد گفت: ابتدا براي پاسخ به اين سوال بايد گفت هنر چيست؟ آفرينش هنري چگونه روي ميدهد؟ اين پرسشها همواره بي پاسخ ميمانند اين دشواري از آنجا است که هنر يکي از رازگونه ترين و چند سويه ترين هنجارهاي فرهنگي و ويژگيهاي دروني و نهادي آدمي است اما به هر روي به اين پرسشها بايد پاسخ داد اما پاسخها يگانه و يکسان نميتوانند بود. هر کس از ديدگاه خود بدانها پاسخ ميدهد و پايه را به ويژگي مينهد که درچشم او ساختاري ترين ويژگي است. از ديد من هنر رفتاريست که ناخودآگاهانه انجام مي پذيرد. به گونه اي که با ديدگاه مردمان کهن همسازم پيشينيان خاستگاه هنر را مينوي و فراسويي مي دانسته اند. هنرمند انساني از گونهاي ديگر است که با جهان نهان در پيوند است. در يونان باستان 9 بغ دخت که دختران زئوس هستند نگاهبان و راهنمون هنرمندان در رشتههاي گوناگون هنري پنداشته ميشدند.
تازيان اين فرشته را تابعه ميناميدند. خاستگاه هنر ناخود آگاهي هنرمند است. هيچ آفرينشي آگاهانه رخ نمي دهد. آفريدن کاري است آنچنان دشوار که هرگز آگاهانه انجام نميتواند گرفت. هنرمند مي انديشد و سپس مي آفريند. آنچه در پي مي آيد باز پيوسته به خواست هنرمند نيست هنرمند پيمانه ايست که سرشار شده است. سرشک باز پسين آفرينش است. هنرمند هر زمان خواست آگاهانه آفرينش کند هنرمند نيست. هنر بر هنرمند چيره دست هنرمند چه بخواهد چه نخواهد هنرمند است.
هنرمند اگر نيافريند فرو خواهد پاشيد.
مسعود سعد سلمان اگر در زندان نميسرود جان مي باخت .هنر او وي را از زندان ربود. بتهون شاهکارهاي خود را روزگاري آفريد که شنيدن نميتوانست . هنر ره آورد رنج است. زيرا در رنج درياي ناآگاهي را ميخراشاند. هيچ هنرمندي در هنگام آفرينش نميداند چه خواهد شد.
پس چگونه ميشود از شعر متعهد سخن گفت اگر به اين معني باشد که سخنور بخواهد در هنگام سرودن به چنين خاستگاهي برسد. بحث من دراين نيست که شعر متعهد پديد نميآيد سخن من اين است که اين سخن آگاهانه پديد نمي آيد اگر کس بخواهد آگاهانه شعري متعهد بسرايد هرگز شعري سروده نخواهد شد.
در درياي درون، ناخودآگاهي هنرمند مي خروشد و خيزابهها بر ميخيزد و اين خيزابهها مي تازند و به کرانه مي خورد و به دريا باز مي گردند. آنچه به کرانه مي خورد هنر است. آنچه هنر را از ديگر آفريده هاي ناخودآگاهي جدا مي دارد خود آگاهي است که بر جوشش هاي ناخودآگاهي لگام مي زند و آن را سامان مي دهد. ناخودآگاهي وحشي نمي تواند خاستگاه هنر باشد. در پرسمان جديد ادبي هنر تراويده ناخودآگاه را هنر مي ناميم. ما هنر و رويا را يکي پنداشتيم، در رويا ناخودآگاهي برهنه و وحشي و لگام گسيخته است. اما در هنر ناخودآگاه رام و لگام زده. هنر گونهاي زبان است، ويژگي سرشتين زبان پيوند مردمان است. آنچه در ذهن هنرمند گذشته بايد به ديگران برسد. پس اگر چيزي آفريده شد و آفريننده و ديگران ندانستند آن چيست هنر نيست رويا است.
شعر بسته به زمان و مکان پژمرده ترين گونه شعر است و شعار است. شعر سياسي زورگيري است زودمير."
در ادامه اين مراسم سلماني ، عبدالرضا موسوي ، شکارسري ، گروس عبدالملکيان و آسمان به شعرخواني پرداختند و آثار خود را ارائه کردند